adventures

[ایالات متحده]/ədˈventʃərz/
[بریتانیا]/adˈvɛntʃər z/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تجربیات هیجان‌انگیز یا غیرمعمول، معمولاً شامل سفر یا اکتشاف؛ داستان‌ها یا روایت‌هایی از تجربیات هیجان‌انگیز یا غیرمعمول.

عبارات و ترکیب‌ها

go on adventures

ماجراجویی کنید

have exciting adventures

ماجراجویی های هیجان انگیز داشته باشید

seek out adventures

به دنبال ماجراجویی باشید

embark on adventures

وارد ماجراجویی شوید

share your adventures

ماجراجویی های خود را به اشتراک بگذارید

chronicle your adventures

ماجراجویی های خود را به ثبت برسانید

dream of adventures

از ماجراجویی رویای ببينيد

جملات نمونه

she loves going on adventures.

او عاشق رفتن به ماجراجویی است.

their childhood was filled with exciting adventures.

کودکی آنها با ماجراهای هیجان انگیز پر شده بود.

he dreamed of having grand adventures around the world.

او رویای داشتن ماجراهای بزرگ در سراسر جهان را داشت.

we had some wild adventures during our camping trip.

ما در طول سفر کمپینگ خود ماجراهای وحشی داشتیم.

she craved new adventures and challenges.

او تشنه ماجراها و چالش های جدید بود.

the mountains beckoned with promises of adventure.

کوه ها با وعده ماجراجویی دعوت می کردند.

they embarked on a series of adventures together.

آنها با هم وارد یک سری ماجراجویی شدند.

their love for adventure took them to far-off lands.

عشق آنها به ماجراجویی آنها را به سرزمین های دور برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید