adversary

[ایالات متحده]/ˈædvəsəri/
[بریتانیا]/ˈædvərseri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حریف، دشمن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

adversary system

سیستم رقیب

جملات نمونه

the confrontations of adversary politics.

رویارویی‌های سیاست خصمانه.

capitalized on her adversary's blunder;

از اشتباه حریف خود استفاده کرد.

He was as devious as his adversary was ruthless.

او به اندازه حریفش حیله‌گر و بی‌رحم بود.

Davis beat his old adversary in the quarter-finals.

دیویس حریف قدیمی خود را در مرحله یک‌چهارم نهایی شکست داد.

He saw her as his main adversary within the company.

او او را به عنوان رقیب اصلی خود در شرکت می‌دید.

Finally, the APA recognizes that the risk of unfairness is likely to be small when the proceedings do not have an accusatory or adversary tenor.

در نهایت، APA تشخیص می دهد که خطر بی عدالتی زمانی که جلسات لحن متهم کننده یا خصمانه ای ندارند، احتمالاً کم است.

It is proved by the practice of the civil trail pattern reformation of our country that neither the exofficio nor the adversary system is the right choice.

تجربه اصلاح الگوی دادرسی مدنی کشور ما ثابت کرده است که نه سیستم exofficio و نه سیستم خصمانه، انتخاب درستی نیست.

In view of fact that both the Inquisitional System and the Adversary System are products of deliberate design, plans of constructivist rationalism are doomed to self-deconstructing.

با توجه به اینکه هم سیستم استماع و هم سیستم خصمانه محصول طراحی آگاهانه هستند، طرح‌های راسیونالیسم سازنده محکوم به خود تخریبی هستند.

As the system of criminal trial in China is being changed from inquisitional into adversary;to construct discovery system has become an urgent problem to be solved.

با توجه به اینکه سیستم دادرسی کیفری در چین از سیستم استماع به سیستم خصمانه در حال تغییر است، ایجاد سیستم کشف یک مشکل فوری برای حل است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید