aerobiotic

[ایالات متحده]/ˌɛəroʊˈbɪɒtɪk/
[بریتانیا]/ˌɛr.oʊˈbaɪ.ot̬.ɪk/

ترجمه

adj. مربوط به یا نیازمند اکسیژن برای زندگی یا رشد

عبارات و ترکیب‌ها

aerobiotic exercise

ورزش هوازی

aerobiotic respiration

تنفس هوازی

aerobiotic metabolism

متابولیسم هوازی

aerobiotic organisms

موجودات هوازی

جملات نمونه

aerobiotic exercise is beneficial for heart health.

ورزش هوازی برای سلامت قلب مفید است.

she incorporated aerobiotic activities into her daily routine.

او فعالیت‌های هوازی را در برنامه روزانه خود گنجاند.

the aerobiotic training program helped him lose weight.

برنامه تمرینی هوازی به او کمک کرد تا وزن کم کند.

aerobiotic exercise can improve your mood and energy levels.

ورزش هوازی می‌تواند باعث بهبود خلق و خو و افزایش سطح انرژی شما شود.

he prefers aerobiotic activities over strength training.

او ترجیح می‌دهد فعالیت‌های هوازی را به تمرینات قدرتی ترجیح دهد.

aerobiotic dance classes are a fun way to get exercise.

کلاس‌های رقص هوازی راهی سرگرم‌کننده برای ورزش کردن هستند.

many people find aerobiotic activities enjoyable and motivating.

بسیاری از مردم فعالیت‌های هوازی را لذت‌بخش و انگیزه‌بخش می‌دانند.

aerobiotic exercise is essential for maintaining a healthy lifestyle.

ورزش هوازی برای حفظ یک سبک زندگی سالم ضروری است.

running is a popular form of aerobiotic exercise.

دویدن یک فرم محبوب از ورزش هوازی است.

aerobiotic training can help reduce the risk of chronic diseases.

تمرینات هوازی می‌تواند به کاهش خطر ابتلا به بیماری‌های مزمن کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید