aflame

[ایالات متحده]/əˈfleɪm/
[بریتانیا]/əˈfleɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به شدت می‌سوزد؛ در حال آتش‌سوزی.
adv. با اشتیاق یا شدت زیاد.

عبارات و ترکیب‌ها

aflame with passion

متفوت با اشتیاق

a fire aflame

آتش شعله‌ور

aflame with ambition

متفوت با جاه‌طلبی

جملات نمونه

the fire was aflame, casting an orange glow across the room.

آتش شعله‌ور بود و نور نارنجی در سراسر اتاق می‌تابید.

his passion for music was aflame, driving him to practice every day.

اشتیاق او به موسیقی شعله‌ور بود و او را به تمرین هر روز تشویق می‌کرد.

the crowd was aflame with excitement as the band took the stage.

با ورود گروه به صحنه، جمعیت از هیجان شعله‌ور شده بود.

her anger was aflame, and she couldn't hold back her tears.

خشم او شعله‌ور بود و او نتوانست جلوی اشک‌هایش را بگیرد.

the debate ignited the room, leaving everyone aflame with opposing views.

بحث، اتاق را شعله‌ور کرد و همه را با دیدگاه‌های متضاد به آتش کشید.

the news of his success set her imagination aflame.

خبر موفقیت او، تخیل او را شعله‌ور کرد.

his words were aflame with passion and conviction.

کلمات او مملو از اشتیاق و قاطعیت بودند.

the forest fire was aflame, threatening nearby homes.

آتش‌سوزی جنگل شعله‌ور بود و خانه‌های نزدیک را تهدید می‌کرد.

his artistic talent was aflame, evident in every stroke of his brush.

استعداد هنری او شعله‌ور بود و در هر ضربه قلم‌موی او آشکار بود.

the city streets were aflame with the celebration of victory.

بازارهای شهر مملو از جشن پیروزی بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید