afloat

[ایالات متحده]/əˈfləʊt/
[بریتانیا]/əˈfloʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. و adv. شناور بر روی آب؛ در حال سر خوردن بر روی قایق بدون غرق شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

stay afloat

ماندن روی آب

keep afloat

نگه داشتن روی آب

stay financially afloat

ماندن در وضعیت مالی خوب

keep business afloat

زنده نگه داشتن کسب و کار

keep hopes afloat

زنده نگه داشتن امیدها

barely afloat

به سختی روی آب

جملات نمونه

The inheritance kept them afloat for years.

ارثیه باعث شد آن‌ها سال‌ها سرپا بمانند.

How long did you spend afloat?

چقدر زمان را روی آب گذراندید؟

She spent seven days afloat on a raft.

او هفت روز را روی یک قایق بادی در آب گذراند.

They had to sell their assets to keep the business afloat.

آن‌ها مجبور شدند دارایی‌های خود را بفروشند تا کسب و کارشان سرپا بماند.

Due to special features of workboat, their afloat condition adjustment is very important.

به دلیل ویژگی‌های خاص قایق کار، تنظیم شرایط شناور بودن آنها بسیار مهم است.

He is struggling to keep afloat after a series of emotional and health problems.

او پس از مجموعه‌ای از مشکلات عاطفی و جسمی برای سرپا ماندن تلاش می‌کند.

Hurling his arms and legs about wildly, he kept afloat but wasted much effort.

با پرتاب کردن بازو و پاها به طور وحشیانه، او سرپا ماند اما تلاش زیادی را هدر داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید