afterthought

[ایالات متحده]/'ɑːftəθɔːt/
[بریتانیا]/'æftəθɔt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی که بعداً به آن فکر شده یا اضافه شده است؛ ملاحظه‌ای که پس از کامل شدن چیزی بوجود می‌آید
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

an afterthought

یک فکر بعد از آن

as an afterthought

به عنوان یک فکر بعد از آن

جملات نمونه

as an afterthought she said ‘Thank you’.

در پایان و به عنوان یک فکر آخر، او گفت: ‘متشکرم’.

After he handed in the report, he had several afterthoughts that were too late to put in it.

بعد از اینکه او گزارش را تحویل داد، چندین فکر آخر به ذهنش رسید که دیگر دیر شده بود تا آنها را در آن قرار دهد.

He made an afterthought to bring a gift to the party.

او به عنوان یک فکر آخر به یاد آورد که باید یک هدیه برای مهمانی بیاورد.

The decision to include dessert was an afterthought.

تصمیم به اضافه کردن دسر یک فکر آخر بود.

She added an afterthought to her email.

او یک فکر آخر به ایمیل خود اضافه کرد.

The apology seemed like an afterthought.

به نظر می‌رسید که عذرخواهی یک فکر آخر بود.

The last-minute change felt like an afterthought.

تغییرات لحظه آخری بیشتر شبیه یک فکر آخر بود.

His comment was more of an afterthought than a genuine opinion.

نظرهایش بیشتر از یک فکر آخر، نظر واقعی نبود.

The additional feature was just an afterthought in the design process.

ویژگی اضافی فقط یک فکر آخر در فرآیند طراحی بود.

The afterthought of buying a birthday card came too late.

فکر آخر خرید کارت تولد خیلی دیر انجام شد.

The afterthought of checking the weather forecast saved them from getting caught in the rain.

فکر آخر بررسی پیش‌بینی هوا از گرفتار شدن آنها در باران جلوگیری کرد.

Including a thank you note as an afterthought is always appreciated.

اضافه کردن یک یادداشت تشکر به عنوان یک فکر آخر همیشه مورد استقبال قرار می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید