rethink

[ایالات متحده]/riː'θɪŋk/
[بریتانیا]/ˌri'θɪŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. دوباره در نظر گرفتن یا فکر کردن به
n. یک فکر یا اندیشه دوم یا جدید، یک بازتاب.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردrethinks
جمعrethinks
صفت یا فعل حال استمراریrethinking
زمان گذشتهrethought
قسمت سوم فعلrethought

جملات نمونه

a last-minute rethink of their tactics.

بازبینی لحظانی تاکتیک‌های آنها.

have a fundamental rethink of policy

یک بازنگری اساسی در سیاست داشته باشند

they needed a rethink of their doctrine from the ground up.

آنها به یک بازنگری اساسی در نظریه خود نیاز داشتند.

the government were forced to rethink their plans.

دولت مجبور شد برنامه‌های خود را بازنگری کند.

The education minister personally persuaded the prime minister to rethink.

وزیر آموزش و پرورش شخصاً نخست وزیر را متقاعد کرد که در مورد آن تجدید نظر کند.

I think we may have to rethink our policies fairly radically.

به نظر من ممکن است مجبور شویم سیاست‌های خود را به طور قابل توجهی مورد بازبینی قرار دهیم.

After sliding in the opinion polls, the party had to rethink its plan of campaign.

پس از کاهش در نظرسنجی‌ها، حزب مجبور شد برنامه کمپین خود را بازنگری کند.

Plan to rethink, readdress, and reassess your working methods and your plans this month, and be ready to act next month, no sooner than February 4.

برنامه‌ریزی کنید، مجدداً فکر کنید، مجدداً آدرس دهید و روش‌های کاری و برنامه‌های خود را این ماه ارزیابی کنید و برای اقدام در ماه آینده، زودتر از ۴ فوریه آماده باشید.

نمونه‌های واقعی

Just drive before he rethinks the pants.

قبل از اینکه او دوباره در مورد شلوارها فکر کند، فقط رانندگی کنید.

منبع: Modern Family - Season 03

With polls suggesting most Britons now want a rethink on Brexit.

با توجه به نظرسنجی‌هایی که نشان می‌دهد اکثر مردم بریتانیا اکنون خواهان بازنگری در مورد برگزیت هستند.

منبع: VOA Daily Standard November 2018 Collection

" People are having a chance to rethink things, " he said.

" مردم فرصتی دارند تا در مورد مسائل تجدید نظر کنند،" او گفت.

منبع: VOA Special English: World

Kramer thinks that as time passes, Crimeans may rethink their affinity for Russia.

کرامر فکر می‌کند با گذشت زمان، مردم کریمه ممکن است وابستگی خود به روسیه را مورد تجدید نظر قرار دهند.

منبع: VOA Standard June 2014 Collection

Some investors are nonetheless rethinking their strategies.

با این حال، برخی از سرمایه گذاران در حال بازنگری استراتژی های خود هستند.

منبع: The Economist (Summary)

If this sounds like you, you should maybe rethink this habit.

اگر این به شما مربوط است، شاید بهتر است این عادت را دوباره بررسی کنید.

منبع: Psychology Mini Class

If it needs...- Rethinking....rethinking, then of course I shall rethink.

اگر به ... - بازنگری ... بازنگری نیاز دارد، البته من هم بازنگری خواهم کرد.

منبع: Yes, Minister Season 3

Will we ever see a radical rethink of the pizza box?

آیا تا به حال شاهد یک بازنگری اساسی در مورد جعبه پیتزا خواهیم بود؟

منبع: Intermediate English short passage

To follow the Brazilian advice entails a total rethink of the food system.

برای پیروی از توصیه های برزیل، یک بازنگری کامل سیستم غذایی لازم است.

منبع: The Guardian (Article Version)

Now, many schools are facing pressure from critics to rethink the ways they discipline students.

اکنون، بسیاری از مدارس تحت فشار منتقدان برای بازنگری روش های انضباطی خود قرار دارند.

منبع: VOA Special February 2023 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید