aggressor

[ایالات متحده]/ə'gresə/
[بریتانیا]/ə'ɡrɛsɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. متجاوز; تحریک‌کننده; کشور خصمانه.
Word Forms

جملات نمونه

The treaty was to the aggressor’s advantage.

معاهده به نفع مهاجم بود.

to give the aggressors a good hiding

برای اینکه به مهاجمان ضربه سختی وارد شود

The aggressors were fiercely fought back.

مهاجمان به شدت مورد مقابله قرار گرفتند.

outrages committed by the aggressor troops

نقض حقوقی که توسط نیروهای مهاجم انجام شد

they aim to make war so horrific that potential aggressors will fear to resort to it.

هدف آنها این است که جنگ را به گونه ای وحشتناک جلوه دهند که مهاجمان بالقوه از توسل به آن بترسند.

The aggressor troops are not many degrees removed from the brute.

نیروهای مهاجم خیلی دور از خوی وحشی نیستند.

The chief aggressors were Germany, Japan and Italy in World War Ⅱ.

مهاجمان اصلی آلمان، ژاپن و ایتالیا در جنگ جهانی دوم بودند.

The United Nations Security Council took sanctions against the aggressor country.

شورای امنیت سازمان ملل متحد تحریم‌هایی را علیه کشور مهاجم اعمال کرد.

The aggressor troops marched into the neighbouring country on the pretext of searching for their missing soldier.

نیروهای مهاجم به بهانه جستجوی سرباز گمشده خود وارد کشور همسایه شدند.

We declared against the draft resolution put forward by the member states in collusion with the aggressor.

ما با طرحی که توسط کشورهای عضو با همدستی مهاجم ارائه شده بود مخالفت کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید