agonistic

[ایالات متحده]/ˌæɡ.ɒˈnɪstɪk/
[بریتانیا]/ˌæg.ənˈɪstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا مشخص شده توسط رقابت یا درگیری; متخاصم; دارای تمایل قوی به پیروزی

عبارات و ترکیب‌ها

agonistic competition

رقابت خصمانه

agonistic behavior

رفتار خصمانه

agonistic response

واکنش خصمانه

agonistic interaction

تعامل خصمانه

agonistic display

نمایش خصمانه

agonistic stance

موضع خصمانه

agonistic tension

تشدید خصمانه

agonistic attitude

نگرش خصمانه

agonistic struggle

کشمکشی خصمانه

جملات نمونه

the debate was highly antagonistic and agonistic.

بحث به شدت خصمانه و جدلی بود.

their relationship became increasingly agonistic over time.

ارتباط آنها به مرور زمان به طور فزاینده ای جدلی شد.

the two political parties engaged in an agonistic campaign.

دو حزب سیاسی در یک کمپین جدلی شرکت کردند.

he adopted an agonistic stance towards the new policy.

او در قبال سیاست جدید، موضعی جدلی اتخاذ کرد.

the competition was intensely agonistic, with both sides giving their all.

رقابت به شدت جدلی بود، و هر دو طرف تمام تلاش خود را کردند.

her agonistic nature made it difficult to work with her.

طبع جدلی او باعث می‌شد با او کار کردن دشوار باشد.

the team's agonistic performance led to their defeat.

عملکرد جدلی تیم منجر به شکست آنها شد.

he had an agonistic approach to problem-solving.

او رویکردی جدلی برای حل مشکلات داشت.

the meeting became increasingly agonistic as the discussion progressed.

همانطور که بحث پیشرفت کرد، جلسه به طور فزاینده ای جدلی شد.

their agonistic behavior towards each other was damaging to their friendship.

رفتار جدلی آنها نسبت به یکدیگر به دوستی آنها آسیب رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید