being agranulocytic
بودن اگرانولوسیتیک
the patient's blood tests revealed an agranulocytic state.
آزمایشهای خون بیمار یک وضعیت آگرانولوسيتیک را نشان داد.
agranulocytic patients are highly susceptible to infection.
بیماران با وضعیت آگرانولوسيتیک به عفونت بسیار حساسترند.
the doctor suspected agranulocytosis as a side effect of the medication.
پزشک احتمال این را میداد که آگرانولوسيتوز بهعنوان یک عارضه جانبی دارو باشد.
prompt diagnosis is crucial in cases of agranulocytic conditions.
تشخیص زودهنگام در مواردی که از وضعیتهای آگرانولوسيتیک رخ میدهد، حیاتی است.
neutrophil counts were significantly reduced, indicating agranulocytosis.
تعداد نوترفیلها بهطور قابل توجهی کاهش یافته بود که نشاندهنده آگرانولوسيتوز بود.
certain chemotherapeutic agents can induce agranulocytic side effects.
برخی از عوامل شیمیدرمانی میتوانند عوارض جانبی آگرانولوسيتیک ایجاد کنند.
monitoring neutrophil levels is important for detecting agranulocytosis early.
پایش سطح نوترفیلها برای تشخیص زودهنگام آگرانولوسيتوز مهم است.
the bone marrow biopsy confirmed the diagnosis of agranulocytic leukemia.
بیopsی مغز استخوان تشخیص لیمفوم آگرانولوسيتیک را تأیید کرد.
viral infections can sometimes lead to transient agranulocytosis.
عفونتهای ویروسی گاهی اوقات منجر به آگرانولوسيتوز موقتی میشوند.
the risk of agranulocytosis is higher in individuals with certain genetic predispositions.
خطر آگرانولوسيتوز در افرادی که دارای تمایل ژنتیکی خاصی هستند، بیشتر است.
supportive care is essential for managing agranulocytic patients.
مراقبتهای پشتیبان برای مدیریت بیماران با وضعیت آگرانولوسيتیک ضروری است.
being agranulocytic
بودن اگرانولوسیتیک
the patient's blood tests revealed an agranulocytic state.
آزمایشهای خون بیمار یک وضعیت آگرانولوسيتیک را نشان داد.
agranulocytic patients are highly susceptible to infection.
بیماران با وضعیت آگرانولوسيتیک به عفونت بسیار حساسترند.
the doctor suspected agranulocytosis as a side effect of the medication.
پزشک احتمال این را میداد که آگرانولوسيتوز بهعنوان یک عارضه جانبی دارو باشد.
prompt diagnosis is crucial in cases of agranulocytic conditions.
تشخیص زودهنگام در مواردی که از وضعیتهای آگرانولوسيتیک رخ میدهد، حیاتی است.
neutrophil counts were significantly reduced, indicating agranulocytosis.
تعداد نوترفیلها بهطور قابل توجهی کاهش یافته بود که نشاندهنده آگرانولوسيتوز بود.
certain chemotherapeutic agents can induce agranulocytic side effects.
برخی از عوامل شیمیدرمانی میتوانند عوارض جانبی آگرانولوسيتیک ایجاد کنند.
monitoring neutrophil levels is important for detecting agranulocytosis early.
پایش سطح نوترفیلها برای تشخیص زودهنگام آگرانولوسيتوز مهم است.
the bone marrow biopsy confirmed the diagnosis of agranulocytic leukemia.
بیopsی مغز استخوان تشخیص لیمفوم آگرانولوسيتیک را تأیید کرد.
viral infections can sometimes lead to transient agranulocytosis.
عفونتهای ویروسی گاهی اوقات منجر به آگرانولوسيتوز موقتی میشوند.
the risk of agranulocytosis is higher in individuals with certain genetic predispositions.
خطر آگرانولوسيتوز در افرادی که دارای تمایل ژنتیکی خاصی هستند، بیشتر است.
supportive care is essential for managing agranulocytic patients.
مراقبتهای پشتیبان برای مدیریت بیماران با وضعیت آگرانولوسيتیک ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید