agrarian

[ایالات متحده]/əˈɡreəriən/
[بریتانیا]/əˈɡreriən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به کشاورزی، مربوط به زمین یا کشاورزان
n. حامی حقوق برابر زمین
Word Forms
جمعagrarians

عبارات و ترکیب‌ها

agrarian society

جامعه کشاورزی

agrarian reform

اصلاحات ارضی

agrarian economy

اقتصاد کشاورزی

agrarian revolution

انقلاب کشاورزی

agrarian culture

فرهنگ کشاورزی

جملات نمونه

People are leaving an agrarian way of life to go to the city.

افراد سبک زندگی کشاورزی را رها کرده و به شهر می‌روند.

The centre of the U.S. economy shifted from the agrarian areas to the industrial centres in the north.

مرکز اقتصاد ایالات متحده از مناطق کشاورزی به مراکز صنعتی در شمال تغییر کرد.

{0>2.Copy of domain of the examination site or the apograph of agrarian registration, copy of architecture ownership or the apograph of architecture registration.

{0>2.کپی از حوزه محل معاینه یا رونوشت ثبت نام کشاورزی، کپی از مالکیت معماری یا رونوشت ثبت نام معماری.

According to statistic, 1995 end, this city is had escape agrarian seed drill 22778, ditcher 7240, swather 575, ;

طبق آمار، تا پایان سال 1995، این شهر دارای فرار بذر کشاورزی 22778، گاوکنی 7240، دروگر 575، ؛

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید