ahistoricalness

[ایالات متحده]//ˌeɪ.hɪˈstɒr.ɪ.kəl.nəs//
[بریتانیا]//ˌeɪ.hɪˈstɔːr.ɪ.kəl.nəs//

ترجمه

n. کیفیت یا حالت عدم ارتباط با یا بی‌خیالی نسبت به تاریخ؛ عدم وجود پیش‌زمینه یا دیدگاه تاریخی.

جملات نمونه

the ahistoricalness of the movie's plot made it feel disconnected from reality.

بی‌تاریخ بودن داستان فیلم باعث شد که احساس واقعیت نکند.

critics noted the ahistoricalness of the documentary's portrayal of events.

کارشناسان بی‌تاریخ بودن نمایش رویدادها در مستند را ذکر کردند.

some scholars argue that modernism embraces ahistoricalness.

برخی از محققان می‌گویند که مدرنیسم بی‌تاریخ بودن را پذیرفته است.

the ahistoricalness in his approach to philosophy concerns many historians.

بی‌تاریخ بودن رویکرد او در فلسفه بسیاری از تاریخ‌دان‌ها را نگران کرده است.

we discussed the ahistoricalness inherent in certain modern theories.

ما در مورد بی‌تاریخ بودنی که در برخی نظریات مدرن وجود دارد بحث کردیم.

the painting's ahistoricalness reflects the artist's rejection of tradition.

بی‌تاریخ بودن نقاشی نشان دهنده از انکار فن‌آموزی هنرمند است.

there's a worrying ahistoricalness in how some textbooks present the past.

در نحوه ارائه گذشته توسط برخی کتاب‌های درسی یک بی‌تاریخ بودن نگران کننده وجود دارد.

the ahistoricalness of the simulation bothered history enthusiasts.

بی‌تاریخ بودن شبیه‌سازی باعث ناراحتی علاقه‌مندان به تاریخ شد.

her argument suffers from ahistoricalness and lacks context.

بررسی او از بی‌تاریخ بودن رنج می‌برد و زمینه‌ای ندارد.

the exhibit highlighted the ahistoricalness of contemporary interpretations.

این نمایشگاه بی‌تاریخ بودن تفسیرهای معاصر را تاکید کرد.

modern literature often explores ahistoricalness as a theme.

ادبیات مدرن اغلب بی‌تاریخ بودن را به عنوان یک موضوع مورد بررسی قرار می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید