| جمع | chronologies |
a chronology of the events of last year
یک جدول زمانی از وقایع سال گذشته
By using the approach of morphostructure and tectonic chronology analysis, neotectonic activity evidences and characteristics as well as its ralation to uranium mineralization were researched.
با استفاده از روش تجزیه و تحلیل مورفولوژی و جدول زمانی تکتونیکی، شواهد و ویژگیهای فعالیتهای نو تکتونیکی و همچنین رابطه آن با کانیشدگی اورانیوم مورد بررسی قرار گرفت.
Based on the U-series dating of intercalated speleothem formations, the chronology of several hominid sites in southern China has been studied.
بر اساس تعیین قدمت سری U از سازندههای غاری متداخل، جدول زمانی چندین سایت انساننما در جنوب چین مورد مطالعه قرار گرفته است.
The chronology of events was unclear.
جدول زمانی وقایع نامشخص بود.
He studied the chronology of ancient civilizations.
او جدول زمانی تمدنهای باستانی را مطالعه کرد.
The book provides a detailed chronology of the war.
کتاب یک جدول زمانی دقیق از جنگ ارائه میدهد.
Understanding the chronology of the story is important.
درک جدول زمانی داستان مهم است.
The museum displays a chronology of artistic movements.
موزه یک جدول زمانی از جنبشهای هنری به نمایش میگذارد.
She is working on a chronology of her family history.
او در حال کار بر روی یک جدول زمانی از تاریخچه خانواده خود است.
The chronology of the project needs to be carefully planned.
جدول زمانی پروژه باید به دقت برنامه ریزی شود.
The chronology of the documents helped piece together the mystery.
جدول زمانی اسناد به کنار هم قرار دادن معما کمک کرد.
He outlined the chronology of his career achievements.
او جدول زمانی دستاوردهای شغلی خود را ترسیم کرد.
The student presented a chronology of scientific discoveries.
دانشجو یک جدول زمانی از اکتشافات علمی ارائه داد.
a chronology of the events of last year
یک جدول زمانی از وقایع سال گذشته
By using the approach of morphostructure and tectonic chronology analysis, neotectonic activity evidences and characteristics as well as its ralation to uranium mineralization were researched.
با استفاده از روش تجزیه و تحلیل مورفولوژی و جدول زمانی تکتونیکی، شواهد و ویژگیهای فعالیتهای نو تکتونیکی و همچنین رابطه آن با کانیشدگی اورانیوم مورد بررسی قرار گرفت.
Based on the U-series dating of intercalated speleothem formations, the chronology of several hominid sites in southern China has been studied.
بر اساس تعیین قدمت سری U از سازندههای غاری متداخل، جدول زمانی چندین سایت انساننما در جنوب چین مورد مطالعه قرار گرفته است.
The chronology of events was unclear.
جدول زمانی وقایع نامشخص بود.
He studied the chronology of ancient civilizations.
او جدول زمانی تمدنهای باستانی را مطالعه کرد.
The book provides a detailed chronology of the war.
کتاب یک جدول زمانی دقیق از جنگ ارائه میدهد.
Understanding the chronology of the story is important.
درک جدول زمانی داستان مهم است.
The museum displays a chronology of artistic movements.
موزه یک جدول زمانی از جنبشهای هنری به نمایش میگذارد.
She is working on a chronology of her family history.
او در حال کار بر روی یک جدول زمانی از تاریخچه خانواده خود است.
The chronology of the project needs to be carefully planned.
جدول زمانی پروژه باید به دقت برنامه ریزی شود.
The chronology of the documents helped piece together the mystery.
جدول زمانی اسناد به کنار هم قرار دادن معما کمک کرد.
He outlined the chronology of his career achievements.
او جدول زمانی دستاوردهای شغلی خود را ترسیم کرد.
The student presented a chronology of scientific discoveries.
دانشجو یک جدول زمانی از اکتشافات علمی ارائه داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید