airman

[ایالات متحده]/'eəmən/
[بریتانیا]/'ɛrmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خلبان، سرباز نیروی هوایی
Word Forms
جمعairmen

جملات نمونه

the food was all priced to suit the hard-up airman's pocket.

غذا به گونه‌ای قیمت‌گذاری شده بود که برای جیب خلبان فقیر مناسب بود.

The airman looped the loop three times and won the cheer in chorus from the spectators.

خلبان سه بار حلقه زد و تشویق تماشاگران را به دست آورد.

The airman piloted the plane through turbulent weather.

خلبان هواپیما را در هوای متلاطم هدایت کرد.

The airman received extensive training before being deployed.

خلبان قبل از اعزام آموزش‌های گسترده‌ای دریافت کرد.

The airman proudly wore his uniform during the ceremony.

خلبان با افتخار یونیفرم خود را در طول مراسم پوشید.

The airman's bravery saved many lives during the rescue mission.

شجاعت خلبان جان بسیاری از افراد را در طول مأموریت نجات حفظ کرد.

The airman demonstrated exceptional skills during the air show.

خلبان مهارت‌های استثنایی خود را در نمایش هوایی نشان داد.

The airman navigated the aircraft with precision and accuracy.

خلبان هواپیما را با دقت و صحت هدایت کرد.

The airman's dedication to duty earned him a promotion.

تعهد خلبان به وظیفه باعث ارتقای او شد.

The airman's passion for flying was evident in every mission.

اشتیاق خلبان به پرواز در هر مأموریت آشکار بود.

The airman's experience in combat situations was invaluable.

تجربه خلبان در شرایط جنگی بسیار ارزشمند بود.

The airman's family eagerly awaited his return from deployment.

خانواده خلبان با اشتیاق منتظر بازگشت او از اعزام بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید