airstrip

[ایالات متحده]/'eəstrɪp/
[بریتانیا]/'ɛr'strɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک منطقه باریک و بلند در فرودگاه که هواپیماها در آن بلند می‌شوند و فرود می‌آیند
Word Forms
جمعairstrips

جملات نمونه

The small plane landed on the airstrip.

هواپیمای کوچک در باند فرودگاه نشست.

The airstrip was built in a remote area.

باند فرودگاه در یک منطقه دورافتاده ساخته شده بود.

Pilots need to be skilled at landing on an airstrip.

خلبانان باید در فرود آمدن در باند فرودگاه مهارت داشته باشند.

The airstrip was cleared of debris before the plane could land.

قبل از فرود هواپیما، باند فرودگاه از زباله ها پاکسازی شد.

The airstrip was illuminated with bright lights for night landings.

باند فرودگاه با چراغ های روشن برای فرودهای شبانه روشن شده بود.

The airstrip was extended to accommodate larger aircraft.

باند فرودگاه برای پذیرش هواپیماهای بزرگتر گسترش یافت.

The military used the airstrip for emergency evacuations.

نظامیان از باند فرودگاه برای تخلیه اضطراری استفاده کردند.

Local farmers sometimes use the airstrip as a makeshift runway.

کشاورزان محلی گاهی اوقات از باند فرودگاه به عنوان یک باند فرود اضطراری استفاده می کنند.

Airstrips are essential for remote communities to receive supplies by air.

باند فرودگاه برای دریافت تدارکات هوایی برای جوامع دورافتاده ضروری است.

The airstrip was damaged during the storm and needed repairs.

باند فرودگاه در طول طوفان آسیب دید و نیاز به تعمیرات داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید