helipad

[ایالات متحده]/ˈhɛlɪˌpæd/
[بریتانیا]/ˈhɛlɪˌpæd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه فرود برای هلیکوپترها؛ یک سکو برای فرود و بلند شدن هلیکوپترها

عبارات و ترکیب‌ها

medical helipad

بالشکن پزشکی

private helipad

بالشکن خصوصی

helicopter helipad

بالشکن هلی‌کوپتر

emergency helipad

بالشکن اورژانس

rooftop helipad

بالشکن بام

public helipad

بالشکن عمومی

temporary helipad

بالشکن موقت

cargo helipad

بالشکن باربری

military helipad

بالشکن نظامی

hospital helipad

بالشکن بیمارستانی

جملات نمونه

the helipad on the roof is used for emergency landings.

بالابر روی پشت بام برای فرود اضطراری استفاده می‌شود.

they installed a new helipad at the hospital.

آنها یک بالابر جدید در بیمارستان نصب کردند.

the vip guests arrived by helicopter and landed on the helipad.

مهمانان ویژه با بالگرد رسیدند و در بالابر فرود آمدند.

during the storm, the helipad was closed for safety reasons.

در طول طوفان، بالابر به دلیل مسائل ایمنی بسته شد.

the helipad is clearly marked to avoid accidents.

بالابر به وضوح مشخص شده است تا از بروز حوادث جلوگیری شود.

they are planning to build a helipad near the conference center.

آنها قصد دارند یک بالابر در نزدیکی مرکز همایش‌ها بسازند.

the helipad was busy with multiple helicopters landing and taking off.

بالابر مملو از بالگردهایی بود که فرود می‌آمدند و برخاسته بودند.

he is certified to operate the helipad safely.

او گواهی دارد که بالابر را به طور ایمن اداره کند.

they hosted a charity event on the helipad last weekend.

آنها آخر هفته گذشته یک رویداد خیریه در بالابر برگزار کردند.

the view from the helipad was breathtaking.

منظره از بالابر خیره‌کننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید