aisles

[ایالات متحده]/ˈeɪlz/
[بریتانیا]/ˈaɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گذرگاه بین ردیف‌های صندلی یا قفسه‌ها در یک ساختمان مانند کلیسا، تئاتر یا سوپرمارکت؛ راهرو در یک ساختمان بزرگ.

عبارات و ترکیب‌ها

browse the aisles

مرور راهروها

aisles of books

راهروهای کتاب

grocery store aisles

راهروهای فروشگاه مواد غذایی

narrow aisles

راهروهای باریک

busy aisles

راهروهای شلوغ

aisles are well-organized

راهروها به خوبی سازماندهی شده اند

جملات نمونه

the supermarket had wide aisles.

سوپرمارکت دارای راهروهای عریض بود.

she walked down the aisles, looking for cereal.

او در امتداد راهروها به دنبال غلات گشت.

the bookstore had narrow aisles between towering shelves.

کتابفروشی دارای راهروهای باریک بین قفسه‌های بلند بود.

we got lost in the aisles of the toy store.

ما در راهروهای فروشگاه اسباب‌بازی گم شدیم.

the bakery had a tempting display of pastries in the center aisle.

نانسازه یک نمایشگاه وسوسه‌انگیز شیرینی‌ها را در راهروی مرکزی داشت.

he pushed his shopping cart down the aisles, filling it with groceries.

او سبد خرید خود را در امتداد راهروها راند و آن را با مواد غذایی پر کرد.

the museum had long aisles lined with artifacts from different cultures.

موزه دارای راهروهای طولانی با آثار باستانی از فرهنگ‌های مختلف بود.

she navigated the crowded aisles of the market with ease.

او به راحتی در راهروهای شلوغ بازار حرکت کرد.

the library's aisles were quiet and filled with the scent of old books.

راهروهای کتابخانه آرام و پر از عطر کتاب‌های قدیمی بود.

they stood in line along the aisle, waiting for their turn to speak.

آنها در کنار راهرو در صف ایستادند و منتظر نوبت صحبت کردن خود بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید