shelves

[ایالات متحده]/ʃɛlvz/
[بریتانیا]/ʃɛlvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع shelf، یک سطح افقی صاف برای ذخیره‌سازی اقلام
v. سوم شخص مفرد shelve، قرار دادن اقلام بر روی قفسه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

empty shelves

قفسه‌های خالی

wooden shelves

قفسه‌های چوبی

bookshelves full

کتابخانه پر

kitchen shelves

قفسه‌های آشپزخانه

shelves stacked

قفسه‌های چیده شده

shelves organized

قفسه‌های مرتب شده

shelves installed

قفسه‌های نصب شده

metal shelves

قفسه‌های فلزی

display shelves

قفسه‌های نمایش

shelves cleared

قفسه‌های خالی شده

جملات نمونه

the shelves in the library are filled with books.

قفسه‌ها در کتابخانه با کتاب پر شده‌اند.

she organized the shelves by genre.

او قفسه‌ها را بر اساس نوع مرتب کرد.

we need to restock the shelves with new products.

ما باید قفسه‌ها را با محصولات جدید دوباره پر کنیم.

the shelves are too high for the children to reach.

قفسه‌ها برای کودکان خیلی بلند هستند.

he built custom shelves for his collection.

او قفسه‌های سفارشی برای کلکسیون خود ساخت.

dusting the shelves is part of the cleaning routine.

تمیز کردن قفسه‌ها بخشی از روتین نظافت است.

she placed the fragile items on the top shelves.

او اقلام شکننده را روی قفسه‌های بالا قرار داد.

the shelves collapsed under the weight of the books.

قفسه‌ها زیر بار کتاب‌ها فرو ریختند.

he loves to decorate the shelves with plants.

او عاشق تزئین قفسه‌ها با گیاهان است.

they installed new shelves in the kitchen for extra storage.

آنها قفسه‌های جدیدی در آشپزخانه برای فضای ذخیره‌سازی بیشتر نصب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید