algebraic

[ایالات متحده]/ˌældʒɪ'breɪɪk/
[بریتانیا]/ˌældʒə'breɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به جبر؛ مربوط به شاخه‌ای از ریاضیات که شامل مطالعه جبر است

عبارات و ترکیب‌ها

algebraic equation

معادله جبری

algebraic expression

عبارت جبری

algebraic structure

ساختار جبری

algebraic geometry

هندسه جبری

algebraic topology

توپولوژی جبری

algebraic number

عدد جبری

algebraic operation

عملیات جبری

algebraic sum

مجموع جبری

جملات نمونه

They came to think about algebraic objects associated with knots/links that are invariant under isotopy c .J.W.Alexander came up with the first good such quantity, the Alexander polynomiald .

آنها به فکر درآوردن درباره اجسام جبری مرتبط با گره‌ها/پیوندها که تحت ایزوتاپی تغییرناپذیر هستند، افتادند. J.W. الکساندر اولین کمیت خوب را مطرح کرد، چندجمله‌ای الکساندر.

The concepts of indecomposable matrices and fully indecomposable matrices over a distributive lattice L are introduced, and some algebraic properties of them are obtained.

مفاهیم ماتریس‌های تجزیه‌ناپذیر و ماتریس‌های کاملاً تجزیه‌ناپذیر بر روی یک شبکه توزیع‌کننده L معرفی شده‌اند و برخی از خواص جبری آنها به دست آمده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید