allied

[ایالات متحده]/ˈælaɪd/
[بریتانیا]/ˈælaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مرتبط از طریق ازدواج، اتحاد یا ائتلاف.
Word Forms
قسمت سوم فعلallied

عبارات و ترکیب‌ها

allied forces

نیروهای متفقین

allied nations

ملت‌های متحد

allied powers

قدرت‌های متحد

allied countries

کشورهای متحد

جملات نمونه

the Allied left wing.

گروه چپ متحد

the massive Allied invasion of Normandy

تهاجم گسترده متحد به نورماندی

Diamond is chemically allied to coal.

الماس از نظر شیمیایی با زغال سنگ مرتبط است.

England allied with France.

انگلیس با فرانسه متحد شد.

the Allied invasion of southern Italy.

تهاجم متحد به جنوب ایتالیا

the liberation of Paris by Allied troops.

آزادی پاریس توسط نیروهای متحد

members of the medical and allied professions.

اعضای حرفه های پزشکی و مرتبط

he allied himself with the forces of change.

او خود را با نیروهای تغییر متحد کرد.

the Eight-Power Allied E-

ائتلاف هشت قدرت

The Allied troops are advancing on the camp of the enemy.

نیروهای متفقین به سمت اردوگاه دشمن در حال پیشروی هستند.

This country allied with another country.

این کشور با کشور دیگری متحد شد.

city planning and allied studies.

برنامه‌ریزی شهری و مطالعات مرتبط

an offensive by seven loosely allied guerrilla groups

یک حمله تهاجمی توسط هفت گروه چریکی به طور پراکنده متحد

skilled craftsmanship allied to advanced technology.

مهارت های ساختمانی همراه با فناوری پیشرفته

the official line is that there were no chemical attacks on allied troops.

خط رسمی این است که هیچ حمله شیمیایی علیه نیروهای متحد وجود نداشته است.

a force swelled by increments from allied armies.

نیرویی که با افزایش از ارتش های متحد افزایش یافته است.

the government is prepared to break ranks with the Allied states.

دولت آماده است تا با کشورهای متحد مخالفت کند.

نمونه‌های واقعی

This alienated his most powerful ally, the Earl of Warwick.

این باعث شد که قدرتمندترین متحد او، Earl of Warwick، جدا شود.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Anyway, she's the only other human ally I've got.

البته، او تنها متحد انسانی دیگری است که من دارم.

منبع: Lost Girl Season 4

I think they'd make good allies. And indeed they were.

فکر می‌کنم آنها متحدان خوبی خواهند بود. و در واقع آنها بودند.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2014 Collection

For years Deby has been a steady if not controversial ally to Paris and Washington.

سال‌هاست که دبای یک متحد ثابت، اگرچه بحث‌برانگیز، برای پاریس و واشنگتن بوده است.

منبع: CNN Listening Compilation June 2021

This one was my trusted ally, on my wrist.

این یکی متحد مورد اعتماد من بود، روی مچ دست من.

منبع: Learn English through advertisements.

China factors in because it's North Korea's only major ally.

چین در این مورد نقش دارد زیرا تنها متحد اصلی کره شمالی است.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

For me ally is the Force, and a powerful ally it is.

برای من، متحد نیرو است و چه متحد قدرتمندی.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

After that, Chalabi allied himself with Moktada al-Sadr, the radical Shiite leader and Iran ally.

پس از آن، Chalabi با Moktada al-Sadr، رهبر شیعه رادیکال و متحد ایران، متحد شد.

منبع: VOA Special November 2015 Collection

Right. So Japan is still a key U.S. ally in Asia.

درست است. بنابراین ژاپن هنوز یک متحد کلیدی ایالات متحده در آسیا است.

منبع: NPR News January 2019 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید