alloyed steel
فولاد آلیاژی
deeply alloyed
به شدت آلیاژی شده
highly alloyed
به طور گسترده آلیاژی شده
alloyed with
آلیاژ شده با
being alloyed
در حال آلیاژ شدن
alloyed condition
وضعیت آلیاژی
newly alloyed
به تازگی آلیاژ شده
finely alloyed
به خوبی آلیاژی شده
evenly alloyed
به طور یکنواخت آلیاژی شده
poorly alloyed
به طور نامناسب آلیاژی شده
the engine block was alloyed with aluminum for lighter weight.
قطعه موتور با آلومینیوم آلیاژ شده بود تا وزن آن کمتر شود.
the steel was alloyed with chromium to resist corrosion.
فولاد با کروم آلیاژ شده بود تا در برابر خوردگی مقاومت کند.
the knife blade was alloyed with titanium for strength.
تیغه چاقو با تیتانیوم آلیاژ شده بود تا استحکام داشته باشد.
the jewelry was alloyed with gold to reduce costs.
جواهرات با طلا آلیاژ شده بودند تا هزینه ها کاهش یابد.
the metal was alloyed to improve its ductility.
فلز آلیاژ شد تا انعطاف پذیری آن بهبود یابد.
the wire was alloyed with nickel for better conductivity.
سیم با نیکل آلیاژ شد تا رسانایی بهتری داشته باشد.
the manufacturer carefully alloyed the metals to achieve the desired properties.
تولید کننده با دقت فلزات را آلیاژ کرد تا خواص مورد نظر را بدست آورد.
the process involved alloyed steel and a heat treatment.
این فرآیند شامل فولاد آلیاژی و یک عملیات حرارتی بود.
the new material was alloyed for increased hardness.
مواد جدید برای افزایش سختی آلیاژ شد.
the components were alloyed to withstand high temperatures.
قطعات برای مقاومت در برابر دمای بالا آلیاژ شدند.
the research focused on alloyed materials for aerospace applications.
تحقیقات بر روی مواد آلیاژی برای کاربردهای هوافضا متمرکز بود.
the tool steel was alloyed with molybdenum for improved cutting performance.
فولاد ابزار با مولیبدن آلیاژ شد تا عملکرد برش بهبود یابد.
alloyed steel
فولاد آلیاژی
deeply alloyed
به شدت آلیاژی شده
highly alloyed
به طور گسترده آلیاژی شده
alloyed with
آلیاژ شده با
being alloyed
در حال آلیاژ شدن
alloyed condition
وضعیت آلیاژی
newly alloyed
به تازگی آلیاژ شده
finely alloyed
به خوبی آلیاژی شده
evenly alloyed
به طور یکنواخت آلیاژی شده
poorly alloyed
به طور نامناسب آلیاژی شده
the engine block was alloyed with aluminum for lighter weight.
قطعه موتور با آلومینیوم آلیاژ شده بود تا وزن آن کمتر شود.
the steel was alloyed with chromium to resist corrosion.
فولاد با کروم آلیاژ شده بود تا در برابر خوردگی مقاومت کند.
the knife blade was alloyed with titanium for strength.
تیغه چاقو با تیتانیوم آلیاژ شده بود تا استحکام داشته باشد.
the jewelry was alloyed with gold to reduce costs.
جواهرات با طلا آلیاژ شده بودند تا هزینه ها کاهش یابد.
the metal was alloyed to improve its ductility.
فلز آلیاژ شد تا انعطاف پذیری آن بهبود یابد.
the wire was alloyed with nickel for better conductivity.
سیم با نیکل آلیاژ شد تا رسانایی بهتری داشته باشد.
the manufacturer carefully alloyed the metals to achieve the desired properties.
تولید کننده با دقت فلزات را آلیاژ کرد تا خواص مورد نظر را بدست آورد.
the process involved alloyed steel and a heat treatment.
این فرآیند شامل فولاد آلیاژی و یک عملیات حرارتی بود.
the new material was alloyed for increased hardness.
مواد جدید برای افزایش سختی آلیاژ شد.
the components were alloyed to withstand high temperatures.
قطعات برای مقاومت در برابر دمای بالا آلیاژ شدند.
the research focused on alloyed materials for aerospace applications.
تحقیقات بر روی مواد آلیاژی برای کاربردهای هوافضا متمرکز بود.
the tool steel was alloyed with molybdenum for improved cutting performance.
فولاد ابزار با مولیبدن آلیاژ شد تا عملکرد برش بهبود یابد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید