aloof

[ایالات متحده]/əˈluːf/
[بریتانیا]/əˈluːf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دور، دورافتاده، تنها
adv. جدا، بی‌تفاوت

عبارات و ترکیب‌ها

aloof from

دور از

جملات نمونه

an aloof, indrawn man

یک مرد منزوی و درون‌گرا

an aloof and somewhat austere figure.

یک چهره منزوی و تا حدودی جدی.

an aloof, impersonal manner.

یک رفتار منزوی و بی‌احساس.

stood apart with aloof dignity.

با وقار منزوی جدا ایستاد.

The scholar was reticent, aloof, and meditative.

دانشمند خجالتی، منزوی و متفکر بود.

She held herself aloof from the others.

او از دیگران جدا می‌ماند.

Never stand aloof from the masses.

هیچ‌وقت از مردم جدا نشوید.

Is she aloof and arrogant or just shy?

آیا او منزوی و مغرور است یا فقط خجالتی؟

he stayed aloof from the bickering.

او از بحث و جدل جدا ماند.

managed the employees in an aloof, magisterial way.

او کارکنان را به روشی منزوی و با اقتدار مدیریت می‌کرد.

underneath his aloof air, Nicky was a warm and open young man.

تحت ظاهر منزوی‌اش، نیکلاس جوان گرم و باز بود.

Leaders shouldn't keep themselves aloof from the masses.

رهبران نباید خود را از مردم جدا نگه دارند.

He has remained largely aloof from the hurly-burly of parliamentary politics.

او عمدتاً از هرج و مرج سیاست‌های پارلمانی جدا بوده است.

Gollop cloud drive fog is also his unique skill.He also has to belong to own universe , also has character.It is aloof and refined , heroism multifariously!

مهارت منحصر به فرد او همچنین مهابار ابر، درایو و مه است. او همچنین باید به جهان خود تعلق داشته باشد، شخصیتی دارد. این منزوی و ظریف است، قهرمانی چند وجهی!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید