alpinist

[ایالات متحده]/ˈæl.pɪn.ɪst/
[بریتانیا]/alˈpɪnɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به عنوان ورزش یا سرگرمی کوه‌ها را صعود می‌کند.
Word Forms
جمعalpinists

عبارات و ترکیب‌ها

accomplished alpinist

آلپینست ماهر

aspiring alpinist

آلپینست مشتاق

elite alpinist

آلپینست نخبه

renowned alpinist

آلپینست مشهور

seasoned alpinist

آلپینست با تجربه

female alpinist

آلپینست زن

amateur alpinist

آلپینست آماتور

professional alpinist

آلپینست حرفه‌ای

legendary alpinist

آلپینست افسانه‌ای

world-class alpinist

آلپینست سطح جهانی

جملات نمونه

the alpinist scaled the treacherous peak with ease.

صخره‌نورد به راحتی قله خطرناک را فتح کرد.

a skilled alpinist needs to be physically fit and mentally strong.

یک صخره‌نورد ماهر باید از نظر جسمانی و روانی قوی باشد.

the alpinist's journey was fraught with danger and hardship.

سفر صخره‌نورد با خطر و سختی همراه بود.

she had always dreamed of becoming an alpinist.

او همیشه رویای تبدیل شدن به یک صخره‌نورد را داشته است.

the experienced alpinist shared valuable tips with the beginners.

صخره‌نورد با تجربه نکات ارزشمند خود را با افراد تازه‌کار در میان گذاشت.

he was an accomplished alpinist, having conquered many challenging peaks.

او یک صخره‌نورد موفق بود و قله‌های چالش‌برانگیز زیادی را فتح کرده بود.

the alpinist rappelled down the sheer cliff face.

صخره‌نورد از دلای صخره‌ای با استفاده از طناب پایین آمد.

she admired the courage and determination of the alpinists.

او از شجاعت و اراده صخره‌نوردان تحسین می‌کرد.

the team of alpinists worked together to reach the summit.

تیم صخره‌نوردان برای رسیدن به قله با یکدیگر همکاری کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید