altarpiece

[ایالات متحده]/'ɔːltəpiːs/
[بریتانیا]/'ɔltɚpis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پنل زینتی که در بالای یک محراب و پشت آن قرار می‌گیرد
Word Forms

جملات نمونه

Inside the cathedral to the right is Rubens triptych altarpiece, The Descent from the Cross.

در داخل کلیسا، سمت راست، تابلوی سه‌تایی روبنز، «نزول از صلیب» قرار دارد.

The altarpiece in the cathedral is a masterpiece of religious art.

تابلو کلیسا در کلیسا یک شاهکار هنر مذهبی است.

The altarpiece depicts scenes from the life of Jesus.

این تابلوی کلیسا صحنه‌هایی از زندگی عیسی را به تصویر می‌کشد.

The altarpiece was commissioned by a wealthy merchant.

این تابلوی کلیسا توسط یک تاجر ثروتمند سفارش داده شد.

The altarpiece was painted by a famous Renaissance artist.

این تابلوی کلیسا توسط یک هنرمند مشهور رنسانس نقاشی شد.

The altarpiece is considered a national treasure.

این تابلوی کلیسا به عنوان یک گنجینه ملی در نظر گرفته می‌شود.

The altarpiece is adorned with intricate carvings.

این تابلوی کلیسا با حکاکی‌های پیچیده تزئین شده است.

The altarpiece was restored to its former glory.

این تابلوی کلیسا به شکوه سابق خود بازگردانده شد.

The altarpiece is a focal point of the church's interior.

این تابلوی کلیسا یک نقطه کانونی فضای داخلی کلیسا است.

The altarpiece dates back to the 15th century.

تاریخچه این تابلوی کلیسا به قرن پانزدهم بازمی‌گردد.

The altarpiece was dedicated to a patron saint.

این تابلوی کلیسا به افتخار یک قدیس حامی تقدیم شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید