This movie is by turn (= alternately) terrifying and very funny.
این فیلم به نوبت (= به طور متناوب) هم ترسناک و هم بسیار خندهدار است.
The dancers alternately arched and hunched their backs.
رقصورها به طور متناوب قوس میدادند و کمرهایشان را خم میکردند.
The tempestite and non-tempestite occur alternately in vertical section.The development of tempestite is related to stratum, ancient landfom and water depth, tectonic location and clast supply.
طوفانیت و غیرطوفانیت به طور متناوب در مقطع عمودی رخ میدهد. توسعه طوفانیت با لایه، شکل زمین باستانی و عمق آب، مکان تکتونیکی و عرضه کلست مرتبط است.
The team members alternately presented their ideas during the meeting.
اعضای تیم به طور متناوب ایدههای خود را در طول جلسه ارائه کردند.
She alternately laughed and cried while watching the movie.
او در حالی که فیلم تماشا میکرد، به طور متناوب میخندید و گریه میکرد.
The students alternately worked in pairs and individually on the project.
دانشجویان به طور متناوب به صورت جفتی و به صورت جداگانه روی پروژه کار میکردند.
The chef alternately added salt and pepper to the dish.
سرآشپز به طور متناوب نمک و فلفل به غذا اضافه کرد.
The siblings alternately took turns playing with the new toy.
خواهر و برادرها به طور متناوب نوبت بازی با اسباببازی جدید را به دست میگرفتند.
The actors alternately delivered their lines on stage.
بازیگران به طور متناوب دیالوگهای خود را روی صحنه اجرا کردند.
They alternately switched between different modes of transportation during their trip.
آنها در طول سفر خود به طور متناوب بین روشهای حمل و نقل مختلف جابجا شدند.
The singer alternately sang soft and powerful notes in the song.
خواننده به طور متناوب نتهای آرام و قدرتمند را در آهنگ میخواند.
The children alternately played tag and hide-and-seek in the park.
کودکان به طور متناوب در پارک، گربه و موش بازی میکردند و قایمموشی انجام میدادند.
The professor alternately lectured and led discussions in the class.
پروفسور به طور متناوب در کلاس درس سخنرانی میکرد و بحثها را هدایت میکرد.
This movie is by turn (= alternately) terrifying and very funny.
این فیلم به نوبت (= به طور متناوب) هم ترسناک و هم بسیار خندهدار است.
The dancers alternately arched and hunched their backs.
رقصورها به طور متناوب قوس میدادند و کمرهایشان را خم میکردند.
The tempestite and non-tempestite occur alternately in vertical section.The development of tempestite is related to stratum, ancient landfom and water depth, tectonic location and clast supply.
طوفانیت و غیرطوفانیت به طور متناوب در مقطع عمودی رخ میدهد. توسعه طوفانیت با لایه، شکل زمین باستانی و عمق آب، مکان تکتونیکی و عرضه کلست مرتبط است.
The team members alternately presented their ideas during the meeting.
اعضای تیم به طور متناوب ایدههای خود را در طول جلسه ارائه کردند.
She alternately laughed and cried while watching the movie.
او در حالی که فیلم تماشا میکرد، به طور متناوب میخندید و گریه میکرد.
The students alternately worked in pairs and individually on the project.
دانشجویان به طور متناوب به صورت جفتی و به صورت جداگانه روی پروژه کار میکردند.
The chef alternately added salt and pepper to the dish.
سرآشپز به طور متناوب نمک و فلفل به غذا اضافه کرد.
The siblings alternately took turns playing with the new toy.
خواهر و برادرها به طور متناوب نوبت بازی با اسباببازی جدید را به دست میگرفتند.
The actors alternately delivered their lines on stage.
بازیگران به طور متناوب دیالوگهای خود را روی صحنه اجرا کردند.
They alternately switched between different modes of transportation during their trip.
آنها در طول سفر خود به طور متناوب بین روشهای حمل و نقل مختلف جابجا شدند.
The singer alternately sang soft and powerful notes in the song.
خواننده به طور متناوب نتهای آرام و قدرتمند را در آهنگ میخواند.
The children alternately played tag and hide-and-seek in the park.
کودکان به طور متناوب در پارک، گربه و موش بازی میکردند و قایمموشی انجام میدادند.
The professor alternately lectured and led discussions in the class.
پروفسور به طور متناوب در کلاس درس سخنرانی میکرد و بحثها را هدایت میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید