vicariously

[ایالات متحده]/vai'kɛəriəsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که از طریق شخص دیگری تجربه می‌شود، به عنوان یک جایگزین

عبارات و ترکیب‌ها

experience vicariously

تجربه جانشینانه

live vicariously through

زندگی جانشینانه از طریق

enjoy vicariously

لذت بردن جانشینانه

feelings vicariously

احساسات جانشینانه

جملات نمونه

experience vicariously through books

تجربه کردن به طور غیرمستقیم از طریق کتاب‌ها

live vicariously through their children's achievements

زندگی کردن به طور غیرمستقیم از طریق دستاوردهای فرزندانشان

enjoying the thrill of the race vicariously

لذت بردن از هیجان مسابقه به طور غیرمستقیم

vicariously feel the pain of a loved one

احساس درد یک فرد مورد علاقه به طور غیرمستقیم

watching movies to experience adventure vicariously

تماشای فیلم‌ها برای تجربه ماجراجویی به طور غیرمستقیم

vicariously living through someone else's success

زندگی کردن به طور غیرمستقیم از طریق موفقیت شخص دیگری

experience the joy of travel vicariously through photos

تجربه لذت سفر به طور غیرمستقیم از طریق عکس‌ها

vicariously enjoying the concert through live stream

لذت بردن از کنسرت به طور غیرمستقیم از طریق پخش زنده

feeling the excitement of the game vicariously

احساس هیجان بازی به طور غیرمستقیم

vicariously witnessing the beauty of nature through documentaries

مشاهده کردن به طور غیرمستقیم زیبایی طبیعت از طریق مستندها

نمونه‌های واقعی

Come on Richard, it's my birthday. Let me live vicariously!

بیا رIchارد، امروز تولد من است. اجازه بده به طور غیرمستقیم از من لذت ببرم!

منبع: Friends Season 2

I now know he participated in some things vicariously through me, his only son.

حالا می‌دانم که او در برخی از کارها به طور غیرمستقیم از طریق من، پسرش، شرکت کرد.

منبع: Reciting beautiful English prose for you.

But I couldn't. So you just in this. You just vicariously living through your peers.

اما نتوانستم. پس شما فقط در این هستید. شما فقط به طور غیرمستقیم از طریق همسالان خود زندگی می‌کنید.

منبع: VOA Daily Standard March 2019 Collection

If you live vicariously, you experience things through other people.

اگر به طور غیرمستقیم زندگی کنید، از طریق دیگران تجربه‌هایی کسب می‌کنید.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

Living vicariously through others can be a wonderful chance to escape.

زندگی به طور غیرمستقیم از طریق دیگران می‌تواند فرصتی فوق‌العاده برای فرار باشد.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

So you just in this. You just vicariously living through your peers.

پس شما فقط در این هستید. شما فقط به طور غیرمستقیم از طریق همسالان خود زندگی می‌کنید.

منبع: VOA Standard English - Health

Oh, please. - You do! This is Tom, former high school nerd, living vicariously through his awesome-ass kids.

اوه، خواهش می‌کنم. - تو انجام می‌دهی! این تام است، یک خردسوی سابق دبیرستانی که به طور غیرمستقیم از طریق فرزندانش که خیلی باحال هستند، زندگی می‌کند.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

And these days, there's a whole industry built around vicariously experiencing embarrassment in the name of entertainment, cringe comedy.

و امروزه، یک صنعت کامل حول تجربه خجالت‌آوری به طور غیرمستقیم به نام سرگرمی، کمدی خجالت‌آور ساخته شده است.

منبع: PBS Fun Science Popularization

I didn't want to hear about Sam, even vicariously.

من نمی‌خواستم درباره سم حتی به طور غیرمستقیم بشنوم.

منبع: Still Me (Me Before You #3)

You know I have no social life, so I live vicariously through you.

می‌دانید من زندگی اجتماعی ندارم، بنابراین به طور غیرمستقیم از طریق شما زندگی می‌کنم.

منبع: 2007 ESLPod

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید