alternatives

[ایالات متحده]/ɔːlˈtɜːrnətivz/
[بریتانیا]/alˈtɝːnəˌtɪvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهایی که می‌توان به جای چیز دیگر انتخاب کرد؛ گزینه‌ها؛ امکان انتخاب بین چیزهای مختلف؛ انتخاب‌ها؛ افرادی که سبک زندگی غیر سنتی (یا جایگزین) را دنبال می‌کنند یا ترویج می‌دهند

عبارات و ترکیب‌ها

explore alternatives

بررسی گزینه‌های جایگزین

consider alternatives

در نظر گرفتن گزینه‌های جایگزین

offer alternatives

ارائه گزینه‌های جایگزین

seek alternatives

جستجوی گزینه‌های جایگزین

evaluate alternatives

ارزیابی گزینه‌های جایگزین

no viable alternatives

هیچ جایگزین مناسبی وجود ندارد

available alternatives

گزینه‌های جایگزین موجود

best alternative

بهترین جایگزین

جملات نمونه

the doctor offered several alternatives to surgery.

پزشک چندین جایگزین برای جراحی پیشنهاد داد.

we need to explore all the alternatives before making a decision.

ما باید قبل از تصمیم‌گیری، همه جایگزین‌ها را بررسی کنیم.

there are many alternatives for getting around the city.

راه‌های زیادی برای رفت و آمد در شهر وجود دارد.

he is looking for alternatives to his current job.

او به دنبال جایگزینی برای شغل فعلی خود است.

the company offered alternative payment plans.

شرکت طرح‌های پرداخت جایگزین ارائه داد.

what are the alternatives to using fossil fuels?

جایگزین‌های استفاده از سوخت‌های فسیلی چیست؟

we need to consider all the alternatives carefully.

ما باید با دقت تمام جایگزین‌ها را در نظر بگیریم.

the alternatives were presented in a clear and concise manner.

جایگزین‌ها به روشی واضح و مختصر ارائه شدند.

there are no viable alternatives to this solution.

هیچ جایگزین مناسبی برای این راه حل وجود ندارد.

the team brainstormed numerous alternatives.

تیم، جایگزین‌های متعددی را بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید