difficult choices
تصمیمات دشوار
making choices
تصمیمگیری
life choices
تصمیمات زندگی
many choices
انتخابهای زیاد
best choices
بهترین انتخابها
future choices
تصمیمات آینده
tough choices
تصمیمات سخت
personal choices
تصمیمات شخصی
our choices
انتخابهای ما
limited choices
انتخابهای محدود
we have many choices for dinner tonight, like pizza or chinese food.
ما برای شام امشب انتخابهای زیادی داریم، مثل پیتزا یا غذاهای چینی.
the company offers employees a range of choices regarding their benefits package.
شرکت طیف وسیعی از انتخابها را در مورد بستهی مزایای خود به کارمندان ارائه میدهد.
making difficult choices is a part of growing up and becoming independent.
تصمیمگیری در مورد انتخابهای دشوار بخشی از بزرگ شدن و مستقل شدن است.
she carefully considered all her choices before accepting the job offer.
او قبل از پذیرفتن پیشنهاد شغلی، تمام انتخابهای خود را با دقت در نظر گرفت.
he had no good choices in that situation, and felt trapped.
او در آن وضعیت هیچ انتخاب خوبی نداشت و احساس گرفتگی میکرد.
the menu provides several choices for vegetarians and meat-eaters alike.
منو چندین انتخاب برای گیاهخواران و گوشتخواران به طور یکسان ارائه میدهد.
it's important to weigh your choices before making a final decision.
قبل از اتخاذ تصمیم نهایی مهم است که انتخابهای خود را بسنجید.
the election gave voters a clear choice between two candidates.
انتخابات به رایدهندگان یک انتخاب روشن بین دو نامزد داد.
they faced difficult choices about where to live and work.
آنها با انتخابهای دشوار در مورد اینکه کجا زندگی و کار کنند روبرو بودند.
the software offers customizable choices for the user interface.
نرمافزار گزینههای قابل تنظیم برای رابط کاربری ارائه میدهد.
he regretted not having more choices in his career path.
او پشیمان بود که در مسیر شغلی خود انتخابهای بیشتری نداشته است.
difficult choices
تصمیمات دشوار
making choices
تصمیمگیری
life choices
تصمیمات زندگی
many choices
انتخابهای زیاد
best choices
بهترین انتخابها
future choices
تصمیمات آینده
tough choices
تصمیمات سخت
personal choices
تصمیمات شخصی
our choices
انتخابهای ما
limited choices
انتخابهای محدود
we have many choices for dinner tonight, like pizza or chinese food.
ما برای شام امشب انتخابهای زیادی داریم، مثل پیتزا یا غذاهای چینی.
the company offers employees a range of choices regarding their benefits package.
شرکت طیف وسیعی از انتخابها را در مورد بستهی مزایای خود به کارمندان ارائه میدهد.
making difficult choices is a part of growing up and becoming independent.
تصمیمگیری در مورد انتخابهای دشوار بخشی از بزرگ شدن و مستقل شدن است.
she carefully considered all her choices before accepting the job offer.
او قبل از پذیرفتن پیشنهاد شغلی، تمام انتخابهای خود را با دقت در نظر گرفت.
he had no good choices in that situation, and felt trapped.
او در آن وضعیت هیچ انتخاب خوبی نداشت و احساس گرفتگی میکرد.
the menu provides several choices for vegetarians and meat-eaters alike.
منو چندین انتخاب برای گیاهخواران و گوشتخواران به طور یکسان ارائه میدهد.
it's important to weigh your choices before making a final decision.
قبل از اتخاذ تصمیم نهایی مهم است که انتخابهای خود را بسنجید.
the election gave voters a clear choice between two candidates.
انتخابات به رایدهندگان یک انتخاب روشن بین دو نامزد داد.
they faced difficult choices about where to live and work.
آنها با انتخابهای دشوار در مورد اینکه کجا زندگی و کار کنند روبرو بودند.
the software offers customizable choices for the user interface.
نرمافزار گزینههای قابل تنظیم برای رابط کاربری ارائه میدهد.
he regretted not having more choices in his career path.
او پشیمان بود که در مسیر شغلی خود انتخابهای بیشتری نداشته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید