amateur

[ایالات متحده]/ˈæmətə(r),ˈæmətʃə(r)/
[بریتانیا]/ˈæmətər,ˈæmətʃər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرحرفه‌ای، ناوارد
n. فردی که در یک فعالیت، به ویژه یک ورزش، به صورت غیرپرداختی شرکت می‌کند، مبتدی
Word Forms
جمعamateurs

جملات نمونه

I am an amateur photographer

من یک عکاس آماتور هستم

She is an amateur painter

او یک نقاش آماتور است

He plays guitar as an amateur

او به عنوان یک آماتور گیتار می‌نوازد

They are amateur athletes

آنها ورزشکاران آماتور هستند

The amateur chef cooked a delicious meal

سرآشپز آماتور یک غذای خوشمزه پخت

I enjoy amateur astronomy

من از نجوم آماتور لذت می‌برم

The amateur magician amazed the audience

یک شعبده‌باز آماتور مخاطبان را شگفت‌زده کرد

She joined an amateur theater group

او به یک گروه تئاتر آماتور پیوست

He is an amateur beekeeper

او یک زنبوردار آماتور است

The amateur gardener planted beautiful flowers

باغبان آماتور گل‌های زیبا کاشت

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید