| جمع | amateurs |
I am an amateur photographer
من یک عکاس آماتور هستم
She is an amateur painter
او یک نقاش آماتور است
He plays guitar as an amateur
او به عنوان یک آماتور گیتار مینوازد
They are amateur athletes
آنها ورزشکاران آماتور هستند
The amateur chef cooked a delicious meal
سرآشپز آماتور یک غذای خوشمزه پخت
I enjoy amateur astronomy
من از نجوم آماتور لذت میبرم
The amateur magician amazed the audience
یک شعبدهباز آماتور مخاطبان را شگفتزده کرد
She joined an amateur theater group
او به یک گروه تئاتر آماتور پیوست
He is an amateur beekeeper
او یک زنبوردار آماتور است
The amateur gardener planted beautiful flowers
باغبان آماتور گلهای زیبا کاشت
I am an amateur photographer
من یک عکاس آماتور هستم
She is an amateur painter
او یک نقاش آماتور است
He plays guitar as an amateur
او به عنوان یک آماتور گیتار مینوازد
They are amateur athletes
آنها ورزشکاران آماتور هستند
The amateur chef cooked a delicious meal
سرآشپز آماتور یک غذای خوشمزه پخت
I enjoy amateur astronomy
من از نجوم آماتور لذت میبرم
The amateur magician amazed the audience
یک شعبدهباز آماتور مخاطبان را شگفتزده کرد
She joined an amateur theater group
او به یک گروه تئاتر آماتور پیوست
He is an amateur beekeeper
او یک زنبوردار آماتور است
The amateur gardener planted beautiful flowers
باغبان آماتور گلهای زیبا کاشت
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید