unskilled

[ایالات متحده]/ˌʌnˈskɪld/
[بریتانیا]/ˌʌnˈskɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد مهارت یا تخصص؛ بدون هیچ مهارت خاصی

عبارات و ترکیب‌ها

unskilled labor

نیروی کار غیر ماهر

جملات نمونه

This is an unskilled painting.

این یک نقاشی بی‌مهارت است.

unskilled jobs; unskilled labor.

مشاغل غیر ماهرانه؛ نیروی کار غیر ماهرانه

the average rate for an unskilled worker

نرخ متوسط برای یک کارگر غیر ماهر

Average earnings for unskilled workers are decreasing now.

درآمد متوسط برای کارگران غیر ماهر اکنون در حال کاهش است.

Unemployment has hit unskilled workers in particular.

بی‌كاری به‌ویژه بر كارگران غیر ماهر تاثیر گذاشته است.

The tallymen's stand-by was not due to the unskilled handling of the winchman but to the breakdown of the winch.

آمادگی مردان شمار به دلیل عدم مهارت در کار مردان وینچ نبود، بلکه به دلیل خرابی وینچ بود.

professionals who feel demeaned by unskilled work.

متخصصانی که احساس می کنند به دلیل کار غیر ماهرانه تحقیر شده اند.

An unskilled youth faces a difficult life.

یک جوان غیر ماهر با زندگی دشواری روبرو است.

Unskilled workers usually earn less money than skilled workers.

معمولاً کارگران غیر ماهر درآمد کمتری نسبت به کارگران ماهر دارند.

The unskilled section of the working class was diminishing as a proportion of the workforce.

بخش غیر ماهر نیروی کار به عنوان نسبت به نیروی کار در حال کاهش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید