ambitions

[ایالات متحده]/æmˈbɪʃənz/
[بریتانیا]/amˈbɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آرزوها یا اهداف قوی که فرد را به دستیابی به چیزی مهم ترغیب می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

have high ambitions

داشتن جاه‌طلبی‌های بزرگ

realize ambitions

اجرای اهداف

unfulfilled ambitions

جاه‌طلبی‌های برآورده نشده

ambitions drive success

جاه‌طلبی‌ها موفقیت را به پیش می‌برند

ambitions are limitless

جاه‌طلبی‌ها نامحدود هستند

جملات نمونه

she has grand ambitions for her future.

او جاه‌طلبی‌های بزرگ برای آینده خود دارد.

his ambition knows no bounds.

جاه‌طلبی او حد و مرزی نمی‌شناسد.

he nurtured his ambitions from a young age.

او جاه‌طلبی‌های خود را از سن جوانی پرورش داد.

it’s important to have ambitions in life.

داشتن جاه‌طلبی در زندگی مهم است.

her ambition was to become a famous actress.

جاه‌طلبی او تبدیل شدن به یک بازیگر مشهور بود.

he pursued his ambitions with relentless energy.

او با انرژی بی‌وقفه به دنبال جاه‌طلبی‌های خود بود.

they shared similar ambitions for their company.

آنها جاه‌طلبی‌های مشابهی برای شرکت خود داشتند.

his ambitions were thwarted by his lack of resources.

جاه‌طلبی‌های او به دلیل کمبود منابعش ناکام شد.

her ambitions were matched by her talent.

جاه‌طلبی‌های او با استعدادش همخوانی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید