have dreams
داشتن رویاها
big dreams
رویاهای بزرگ
dream about
دربارهی رویاپردازی
dreams come
رویاها تحقق مییابند
dream life
زندگی رویایی
sweet dreams
رویاهای شیرین
chasing dreams
دنبال کردن رویاها
dreams fade
رویاها محو میشوند
dream world
جهان رویا
dreams fulfilled
رویاهای محقق شده
she had vivid dreams of traveling the world.
او رویاهای زنده و پر جنب و جوشی از سفر در سراسر جهان داشت.
my biggest dream is to open my own bakery.
بزرگترین رویای من این است که یک نانوایی خودم را باز کنم.
he chases his dreams relentlessly, never giving up.
او به طور مداوم و بدون تسلیم شدن، به دنبال رویاهایش میرود.
the children had dreams of becoming astronauts.
کودکان رویایی از تبدیل شدن به فضانورد داشتند.
last night, i had a strange dream about a talking cat.
دیشب، من رویای عجیبی از یک گربه سخنگو دیدم.
don't let your dreams fade away; pursue them actively.
اجازه ندهید رویاهایتان محو شوند؛ آنها را به طور فعال دنبال کنید.
she shared her dreams of becoming a doctor with her family.
او رویاهای خود را از تبدیل شدن به پزشک با خانوادهاش در میان گذاشت.
he often dreams of playing professional basketball.
او اغلب رویای بازی بسکتبال حرفهای را دارد.
the company's dreams of expansion are ambitious.
رویاهای توسعه شرکت بلندپروازانه است.
we all have dreams, no matter how big or small.
ما همه رویایی داریم، مهم نیست چقدر بزرگ یا کوچک باشند.
she wrote down her dreams in a journal every morning.
او هر روز صبح رویاهایش را در یک دفترچه یادداشت میکرد.
have dreams
داشتن رویاها
big dreams
رویاهای بزرگ
dream about
دربارهی رویاپردازی
dreams come
رویاها تحقق مییابند
dream life
زندگی رویایی
sweet dreams
رویاهای شیرین
chasing dreams
دنبال کردن رویاها
dreams fade
رویاها محو میشوند
dream world
جهان رویا
dreams fulfilled
رویاهای محقق شده
she had vivid dreams of traveling the world.
او رویاهای زنده و پر جنب و جوشی از سفر در سراسر جهان داشت.
my biggest dream is to open my own bakery.
بزرگترین رویای من این است که یک نانوایی خودم را باز کنم.
he chases his dreams relentlessly, never giving up.
او به طور مداوم و بدون تسلیم شدن، به دنبال رویاهایش میرود.
the children had dreams of becoming astronauts.
کودکان رویایی از تبدیل شدن به فضانورد داشتند.
last night, i had a strange dream about a talking cat.
دیشب، من رویای عجیبی از یک گربه سخنگو دیدم.
don't let your dreams fade away; pursue them actively.
اجازه ندهید رویاهایتان محو شوند؛ آنها را به طور فعال دنبال کنید.
she shared her dreams of becoming a doctor with her family.
او رویاهای خود را از تبدیل شدن به پزشک با خانوادهاش در میان گذاشت.
he often dreams of playing professional basketball.
او اغلب رویای بازی بسکتبال حرفهای را دارد.
the company's dreams of expansion are ambitious.
رویاهای توسعه شرکت بلندپروازانه است.
we all have dreams, no matter how big or small.
ما همه رویایی داریم، مهم نیست چقدر بزرگ یا کوچک باشند.
she wrote down her dreams in a journal every morning.
او هر روز صبح رویاهایش را در یک دفترچه یادداشت میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید