ambrosial

[ایالات متحده]/æmˈbroʊʒ.i.əl/
[بریتانیا]/amˈbroʊʒ.i.əl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فوق‌العاده خوشمزه و معطر

عبارات و ترکیب‌ها

ambrosial nectar

عسل بهشتی

ambrosial aroma

بوی بهشت

ambrosial flavor

طعم بهشتی

an ambrosial feast

جشن بهشتی

ambrosial dessert

دسر بهشتی

ambrosial fragrance

عطر بهشتی

an ambrosial dream

رویای بهشتی

ambrosial beauty

زیبایی بهشتی

an ambrosial voice

صدای بهشتی

جملات نمونه

the ambrosial aroma of freshly baked bread filled the air.

بوی مطبوع نان تازه پخته شده، هوا را پر کرده بود.

she described the taste as ambrosial, a heavenly delight.

او طعم را به عنوان Ambrosial توصیف کرد، لذتی آسمانی.

the chef's creations were ambrosial, each dish a masterpiece.

خلقات سرآشپز Ambrosial بودند، هر غذایی یک شاهکار.

after the long journey, the ambrosial meal was a welcome relief.

پس از سفر طولانی، غذای Ambrosial یک آرامش خوشایند بود.

the singer's voice was ambrosial, captivating the entire audience.

صدای خواننده Ambrosial بود، کل تماشاچیان را مجذوب خود کرد.

he described the sunset as ambrosial, a breathtaking spectacle of color.

او غروب خورشید را Ambrosial توصیف کرد، تماشایی خیره کننده رنگ.

the ambrosial fragrance of the garden filled her senses with delight.

عطر Ambrosial باغ، حواس او را با خوشی پر کرد.

her smile was ambrosial, radiating warmth and kindness.

لبخند او Ambrosial بود، گرمی و مهربانی را ساطع می کرد.

the music was ambrosial, transporting them to another world.

موسیقی Ambrosial بود، آنها را به دنیای دیگری منتقل کرد.

his words were ambrosial, filled with wisdom and inspiration.

کلمات او Ambrosial بودند، سرشار از خرد و الهام.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید