ambushed

[ایالات متحده]/[ˈæm.bʊʃ]/
[بریتانیا]/[ˈæm.bʊʃ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور ناگهانی و غافلگی حمله کردن، معمولاً از یک موقعیت پنهان؛ یک گاهی را تنظیم کردن.
adj. به طور غافلگی یا از یک موقعیت پنهان حمله شده.

عبارات و ترکیب‌ها

ambushed by rebels

توسط مятежگران حمله شد

they ambushed us

ما را حمله کردند

ambushed in the forest

در جنگل حمله شد

being ambushed

در حال حمله شدن

ambushed the convoy

حمله به کامیون را انجام داد

suddenly ambushed

ناگهان حمله شد

ambushed and captured

حمله شد و گرفتار شد

ambushed at dawn

در آغاز روز حمله شد

ambushed near the bridge

نزدیک پل حمله شد

ambushed the enemy

حمله به دشمن را انجام داد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید