waylaid

[ایالات متحده]/[ˈweɪˌleɪd]/
[بریتانیا]/[ˈweɪˌleɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به تأخیر انداختن یا بازداشتن، به ویژه با زور یا تاکتیک؛ در انتظار قرار گرفتن و حمله کردن.
v. (زمان گذشته waylay) به تأخیر انداختن یا جلوگیری از حرکت کسی در سفرش.

عبارات و ترکیب‌ها

waylaid by traffic

در اثر ترافیک متوقف شد

waylaid a moment

برای لحظه‌ای متوقف شد

waylaying the thief

دزد را متوقف کردن

waylaid completely

کاملاً متوقف شد

waylaid unexpectedly

به طور غیرمنتظره متوقف شد

waylaid for hours

برای ساعات متوقف شد

waylaying attempts

تلاش‌های متوقف کردن

waylaid his progress

پیشرفت او را متوقف کرد

waylaid and questioned

متوقف شد و پرسیده شد

waylaid the messenger

پیامبر را متوقف کرد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید