ameliorating

[ایالات متحده]/əˈmɛl.i.oʊr.eɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/əˈmeːliˌorˌeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بهبود بخشیدن یا بهتر کردن چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

ameliorating the situation

بهبود وضعیت

ameliorating factors

عوامل بهبود دهنده

ameliorating measures

اقدامات بهبود دهنده

ameliorating conditions

بهبود شرایط

ameliorating one's circumstances

بهبود شرایط فرد

implementing ameliorating policies

اجرای سیاست‌های بهبود دهنده

جملات نمونه

the new policy is ameliorating the situation.

سیاست جدید در حال بهبود وضعیت است.

doctors are working to ameliorate his pain.

پزشکان برای کاهش درد او تلاش می کنند.

a healthy diet can ameliorate symptoms of depression.

یک رژیم غذایی سالم می تواند علائم افسردگی را کاهش دهد.

the government is taking steps to ameliorate the economic crisis.

دولت اقداماتی را برای بهبود بحران اقتصادی انجام می دهد.

meditation can help ameliorate stress levels.

مدیتیشن می تواند به کاهش سطح استرس کمک کند.

the coach is trying to ameliorate the team's performance.

مربی سعی می کند عملکرد تیم را بهبود بخشد.

these measures are designed to ameliorate traffic congestion.

این اقدامات برای کاهش ترافیک طراحی شده اند.

the company is exploring new ways to ameliorate customer service.

شرکت در حال بررسی روش های جدید برای بهبود خدمات مشتری است.

early intervention can often ameliorate the effects of learning disabilities.

مداخله زودهنگام اغلب می تواند اثرات ناتوانی های یادگیری را کاهش دهد.

education is crucial for ameliorating poverty and inequality.

آموزش برای کاهش فقر و نابرابری بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید