anaphylaxes

[ایالات متحده]/ˌænəˈfɪlæk.siːz/
[بریتانیا]/ˌænəˈfaɪlæk.siz/

ترجمه

n. یک واکنش آلرژیک شدید و بالقوه تهدیدکننده زندگی به یک ماده.

عبارات و ترکیب‌ها

experience anaphylaxis

تجربه آنافیلاکسی

treating anaphylaxis

درمان آنافیلاکسی

severe anaphylaxis cases

موارد شدید آنافیلاکسی

preventing anaphylaxis

جلوگیری از آنافیلاکسی

symptoms of anaphylaxis

علائم آنافیلاکسی

causes of anaphylaxis

علت های آنافیلاکسی

جملات نمونه

the patient experienced severe anaphylaxis after eating peanuts.

بیمار پس از خوردن بادام زمینی دچار آنافیلاکسی شدید شد.

anaphylaxis can be a life-threatening allergic reaction.

آنافیلاکسی می‌تواند یک واکنش آلرژیک تهدید کننده زندگی باشد.

symptoms of anaphylaxis can include hives, swelling, and difficulty breathing.

علائم آنافیلاکسی می‌تواند شامل کهیر، تورم و تنگی نفس باشد.

it's important to seek immediate medical attention if you suspect anaphylaxis.

اگر به آنافیلاکسی مشکوک هستید، مهم است که فوراً به دنبال کمک پزشکی باشید.

anaphylaxis is treated with epinephrine injections.

آنافیلاکسی با تزریق اپی‌نفرین درمان می‌شود.

people with a history of anaphylaxis should carry an epinephrine auto-injector.

افرادی که سابقه آنافیلاکسی دارند باید دستگاه تزریق خودکار اپی‌نفرین همراه داشته باشند.

avoiding known allergens can help prevent anaphylaxis.

اجتناب از آلرژن‌های شناخته شده می‌تواند به پیشگیری از آنافیلاکسی کمک کند.

anaphylaxis is a serious medical condition that requires prompt treatment.

آنافیلاکسی یک وضعیت پزشکی جدی است که نیاز به درمان سریع دارد.

early recognition and treatment of anaphylaxis can save lives.

تشخیص و درمان زودهنگام آنافیلاکسی می‌تواند جان انسان‌ها را نجات دهد.

food allergies are a common cause of anaphylaxis.

آلرژی‌های غذایی یک علت شایع آنافیلاکسی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید