androgyny

[ایالات متحده]/ˈændrədʒɪni/
[بریتانیا]/ˌæn.drəˈdʒɪ.ni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت یا ظاهر بودن نه به طور مشخص مذکر و نه مؤنث؛ داشتن ویژگی‌های مردانه و زنانه به طور همزمان.
Word Forms

جملات نمونه

androgyny has become increasingly popular in fashion.

بارندگی جنسیتی به طور فزاینده‌ای در دنیای مد محبوب شده است.

the artist's work explores themes of androgyny and gender fluidity.

آثار هنرمند موضوعاتی مانند جنسیتی و سیالیت جنسیتی را بررسی می‌کند.

many celebrities embrace androgyny in their personal style.

بسیاری از سلبریتی‌ها جنسیتی را در سبک شخصی خود می‌پذیرند.

the blurring of gender lines is a key aspect of androgyny.

تار شدن خطوط جنسیتی یک جنبه کلیدی از جنسیتی است.

androgyny challenges traditional notions of masculinity and femininity.

جنسیتی مفاهیم سنتی مردانگی و زنانگی را به چالش می‌کشد.

some argue that androgyny promotes greater gender equality.

برخی استدلال می‌کنند که جنسیتی باعث افزایش برابری جنسیتی می‌شود.

the concept of androgyny has been around for centuries.

مفهوم جنسیتی قرن‌هاست که وجود دارد.

androgyny can be expressed through clothing, hairstyle, and makeup.

می‌توان جنسیتی را از طریق لباس، مدل مو و آرایش بیان کرد.

the rise of androgyny reflects changing societal norms.

افزایش جنسیتی نشان‌دهنده تغییرات در هنجارهای اجتماعی است.

androgyny allows individuals to express their true selves freely.

جنسیتی به افراد اجازه می‌دهد تا خود واقعی خود را آزادانه بیان کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید