anecdotally

[ایالات متحده]/[ˌænɪˈdəʊtəli]/
[بریتانیا]/[ˌænɪˈdoʊtəli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. بر اساس داستان‌های کوتاه به جای واقعیت یا تحقیق؛ به شکلی که بر اساس داستان‌های کوتاه است.

عبارات و ترکیب‌ها

anecdotally speaking

به‌طور خبره‌ای

anecdotally, it seems

به‌طور خبره‌ای به نظر می‌رسد

anecdotally reported

به‌طور خبره‌ای گزارش شده

anecdotally observed

به‌طور خبره‌ای مشاهده شده

anecdotally suggested

به‌طور خبره‌ای پیشنهاد شده

anecdotally known

به‌طور خبره‌ای معلوم است

anecdotally mentioned

به‌طور خبره‌ای اشاره شده

anecdotally shared

به‌طور خبره‌ای به اشتراک گذاشته شده

anecdotally learned

به‌طور خبره‌ای یاد گرفته شده

جملات نمونه

anecdotally, many people find that drinking tea before bed helps them sleep.

به طور تجربی، بسیاری از افراد می یابند که نوشیدن چای قبل از خواب به آنها کمک می کند تا خوابند.

anecdotally, the new restaurant downtown is incredibly popular, with long lines every evening.

به طور تجربی، رستوران جدید در شهر مرکزی بسیار محبوب است و در هر شب صف های طولانی دارد.

anecdotally, employees reported feeling more motivated after the company implemented flexible hours.

به طور تجربی، کارکنان گزارش دادند که پس از اجرای ساعت کاری انعطاف پذیر توسط شرکت، احساس انگیختگی بیشتری داشتند.

anecdotally, the product's effectiveness has been praised by several early adopters.

به طور تجربی، کارایی محصول توسط چندین کاربر اولیه ستایش شده است.

anecdotally, the stock market seemed to react positively to the news announcement.

به طور تجربی، بازار سهام به نظر می رسد به اعلام خبر به طور مثبت واکنش نشان داده است.

anecdotally, the team's performance improved after the new coach joined.

به طور تجربی، عملکرد تیم پس از ورود مربی جدید بهبود یافت.

anecdotally, customers have mentioned a significant improvement in battery life after the update.

به طور تجربی، مشتریان یک بهبود معنی دار در مدت زمان باتری پس از به روز رسانی را ذکر کرده اند.

anecdotally, the conference speakers were highly engaging and knowledgeable.

به طور تجربی، سخنرانان کنفرانس به طور چشمگیری جذاب و دانشمند بودند.

anecdotally, the new marketing campaign generated a lot of buzz on social media.

به طور تجربی، کمپین بازاریابی جدید موج زیادی از گپ‌زدن در رسانه‌های اجتماعی ایجاد کرد.

anecdotally, the software developers found that pair programming increased their productivity.

به طور تجربی، توسعه دهندگان نرم افزار پیدا کردند که برنامه نویسی دو نفره به بهره وری آنها افزوده است.

anecdotally, the museum's new exhibit attracted a record number of visitors.

به طور تجربی، نمایشگاه جدید موزه تعداد رکوردی بازدید کننده را جذب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید