anemias

[ایالات متحده]/ænˈiːmiəz/
[بریتانیا]/ˌænɪˈmiːəz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمبود سلول‌های قرمز خون یا هموگلوبین در خون، که منجر به رنگ‌پریدگی و خستگی می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

iron-deficiency anemias

کم‌خونی ناشی از کمبود آهن

aplastic anemias

کم‌خونی آپلاستیک

blood anemias testing

تست کم‌خونی

anemias in pregnancy

کم‌خونی در بارداری

genetic anemias

کم‌خونی ژنتیکی

symptoms of anemias

علائم کم‌خونی

treating anemias

درمان کم‌خونی

جملات نمونه

anemia can lead to fatigue and weakness.

کم‌خونی می‌تواند منجر به خستگی و ضعف شود.

iron deficiency is a common cause of anemias.

کمبود آهن یک علت شایع کم‌خونی است.

many different types of anemias exist.

انواع مختلفی از کم‌خونی وجود دارد.

anemia can affect people of all ages.

کم‌خونی می‌تواند افراد در هر سنی را تحت تأثیر قرار دهد.

early diagnosis and treatment are crucial for anemias.

تشخیص و درمان زودهنگام برای کم‌خونی بسیار مهم است.

some anemias can be inherited genetically.

برخی از کم‌خونی‌ها می‌توانند به صورت ژنتیکی به ارث برسند.

doctors use blood tests to diagnose anemias.

پزشکان از آزمایشات خون برای تشخیص کم‌خونی استفاده می‌کنند.

anemia often requires dietary changes and supplements.

کم‌خونی اغلب نیاز به تغییرات رژیمی و مکمل‌ها دارد.

severe anemia can be life-threatening.

کم‌خونی شدید می‌تواند تهدید کننده حیات باشد.

lifestyle modifications can help prevent some anemias.

تغییرات شیوه زندگی می‌تواند به پیشگیری از برخی از کم‌خونی‌ها کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید