angiogenic

[ایالات متحده]/ˌændʒi.oʊˈdʒɛnɪk/
[بریتانیا]/ˌæn.dʒi.əˈdʒɛnɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا موجب تشکیل عروق خونی جدید.

عبارات و ترکیب‌ها

angiogenic factor

عامل زايدگري

angiogenic potential

پتانسيال زايدگري

angiogenic signaling

سيگنال‌دهي زايدگري

angiogenic response

پاسخ زايدگري

angiogenic activity

فعاليت زايدگري

angiogenic process

فرآيند زايدگري

angiogenic therapies

درمان‌هاي زايدگري

angiogenic tumor growth

رشد تومور زايدگري

جملات نمونه

the tumor exhibited significant angiogenic activity.

تومور فعالیت آنژیوژنز قابل توجهی از خود نشان داد.

angiogenic factors promote new blood vessel formation.

عوامل آنژیوژنز تشکیل رگ‌های خونی جدید را تقویت می‌کنند.

anti-angiogenic drugs can inhibit tumor growth.

داروهای ضد آنژیوژنز می‌توانند رشد تومور را مهار کنند.

the drug's angiogenic effects are being studied in clinical trials.

اثرات آنژیوژنز داروی مورد مطالعه در آزمایش‌های بالینی قرار دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید