anisotropic

[ایالات متحده]/ˌænɪˈsɒtrəpɪk/
[بریتانیا]/ˌæniˈsɑːtrəpɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در جهات مختلف خواص متفاوتی داشتن؛ غیر یکنواخت.

عبارات و ترکیب‌ها

anisotropic material

مواد ناهمسانگرد

anisotropic properties

ویژگی‌های ناهمسانگرد

anisotropic behavior

رفتار ناهمسان

anisotropic conduction

هدایت ناهمسانگرد

anisotropic crystal

کریستال ناهمسانگرد

anisotropic expansion

انبساط ناهمسانگرد

anisotropic optical properties

خواص نوری ناهمسانگرد

anisotropic scattering

پراکندگی ناهمسانگرد

جملات نمونه

the material exhibits anisotropic thermal conductivity.

مواد از هدایت حرارتی ناهمسان نشان می‌دهد.

anisotropic materials respond differently to stress in various directions.

مواد ناهمسان به طور متفاوتی به تنش در جهات مختلف پاسخ می‌دهند.

the anisotropic properties of the crystal are crucial for its function.

خواص ناهمسان کریستال برای عملکرد آن حیاتی است.

the anisotropic nature of wood affects its strength and flexibility.

طبیعت ناهمسان چوب بر مقاومت و انعطاف‌پذیری آن تأثیر می‌گذارد.

anisotropic diffusion is a key concept in image processing.

نفوذ ناهمسان یک مفهوم کلیدی در پردازش تصویر است.

the anisotropic properties of the fiber influence its mechanical performance.

خواص ناهمسان الیاف بر عملکرد مکانیکی آن تأثیر می‌گذارد.

the anisotropic nature of biological tissues is important for their function.

طبیعت ناهمسان بافت‌های زیستی برای عملکرد آنها مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید