annum

[ایالات متحده]/ˈænəm/
[بریتانیا]/ˈænəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سال، به ویژه یکی که برای محاسبه زمان در امور مالی یا سال‌های تحصیلی استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعannums

عبارات و ترکیب‌ها

annum per capita

در هر نفر سالانه

annum income

درآمد سالانه

annum turnover

درآمد سالانه

annum production

تولید سالانه

جملات نمونه

he earns an average of $50,000 per annum.

او به طور متوسط سالانه 50000 دلار درآمد کسب می‌کند.

my grandfather worked for 40 years, accumulating a pension of $50,000 per annum.

پدربزرگم 40 سال کار کرد و سالانه 50000 دلار بازنشستگی جمع کرد.

the interest rate on this savings account is 2% per annum.

نرخ بهره این حساب پس‌انداز سالانه 2 درصد است.

the plant's growth rate is measured in millimeters per annum.

نرخ رشد گیاه به میلی‌متر در سال اندازه‌گیری می‌شود.

her salary increases by 5% per annum based on her performance.

حقوق او بر اساس عملکردش سالانه 5 درصد افزایش می‌یابد.

the subscription fee is $100 per annum, payable annually.

هزینه اشتراک سالانه 100 دلار است که به صورت سالانه پرداخت می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید