annual

[ایالات متحده]/ˈænjuəl/
[بریتانیا]/ˈænjuəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یک دوره یک ساله; که هر سال یک بار اتفاق می‌افتد یا انجام می‌شود

n. یک نشریه که سالی یک بار منتشر می‌شود; گیاهی که چرخه زندگی‌اش را در یک سال کامل می‌کند
Word Forms
جمعannuals

عبارات و ترکیب‌ها

annual report

گزارش سالانه

annual income

درآمد سالانه

annual subscription

اشتراک سالانه

annual meeting

جلسه سالانه

annual production

تولید سالانه

annual output

خروجی سالانه

annual sales

فروش سالانه

annual growth

رشد سالانه

annual average

متوسط سالانه

annual conference

کنفرانس سالانه

annual rate

نرخ سالانه

annual leave

مرخصی سالانه

annual turnover

گردش مالی سالانه

annual salary

حقوق سالانه

annual fee

هزینه سالانه

annual precipitation

بارندگی سالانه

annual budget

بودجه سالانه

annual audit

بازرسی سالانه

annual review

بررسی سالانه

annual mean

میانگین سالانه

annual dinner

شام سالانه

جملات نمونه

It's an annual report.

این یک گزارش سالانه است.

an annual trip to Paris.

یک سفر سالانه به پاریس.

an annual rate of increase.

نرخ افزایش سالانه.

the chairman's annual report.

گزارش سالانه رئیس.

the annual salmon runs.

موج سالانه ماهی سالمون.

the annual agricultural show.

نمایش سالانه کشاورزی

a slump in annual profits.

کاهش در سود سالانه.

the annual output of steel

تولید سالانه فولاد.

the annual range of temperature

محدوده سالانه دما.

an annual operating deficit.

کسری عملیاتی سالانه.

our annual repair to the mountains.

تعمیرات سالانه ما به کوه‌ها.

Your birthday is an annual event.

سالگرد تولد شما یک رویداد سالانه است.

his basic annual income.

درآمد سالانه پایه او.

the company's annual award for high-quality service.

جایزه سالانه شرکت برای خدمات با کیفیت بالا.

the annual booze blitz by the Health Promotion Agency.

جشن سالانه نوشیدنی‌های الکلی توسط سازمان ترویج بهداشت.

نمونه‌های واقعی

It represents a wish for an annual surplus.

این نشان دهنده تمایل به مازاد سالانه است.

منبع: A Bite of China Season 1

It sells them to designers, marketers, and artists annually.

آنها به طور سالانه آنها را به طراحان، بازاریاب ها و هنرمندان می فروشند.

منبع: Wall Street Journal

It's an annual meeting of business, political, and academic leaders.

این یک جلسه سالانه رهبران کسب و کار، سیاسی و دانشگاهی است.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

652. The mutual spirits inspired us to reach the annual aim.

652. روحیه متقابل ما را به دستیابی به هدف سالانه تشویق کرد.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

The U.S.State Department recently released its annual To Walk the Earth in Safety report.

وزارت امور خارجه ایالات متحده اخیراً گزارش سالانه خود با عنوان "برای قدم زدن ایمن در زمین" منتشر کرد.

منبع: VOA Daily Standard April 2020 Collection

That annual income is known as the Sovereign Grant.

آن درآمد سالانه به عنوان کمک حاکمی شناخته می شود.

منبع: Popular Science Essays

They're holding their annual air force drills.

آنها در حال برگزاری تمرینات سالانه نیروی هوایی خود هستند.

منبع: CNN 10 Student English May/June 2018 Compilation

The festival is an annual event that celebrates everything related to snow and ice.

این جشنواره یک رویداد سالانه است که همه چیز مربوط به برف و یخ را جشن می گیرد.

منبع: Foreigners traveling in China

Did they all attend the annual banquet?

آیا همه در ضیافت سالانه شرکت کردند؟

منبع: Comprehensive Guide to Financial English Speaking

We could contribute to 5-10 gigatons annually of carbon dioxide removal in the future.

ما می توانیم در آینده به 5 تا 10 گیگاتن حذف دی اکسید کربن در سال کمک کنیم.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید