| صفت یا فعل حال استمراری | answering |
answering machine
ماشین پاسخگو
answering service
خدمات پاسخگویی
answering a question
پاسخ دادن به یک سوال
answering an email
پاسخ دادن به یک ایمیل
answering the phone
پاسخ دادن به تلفن
answering a call
پاسخ دادن به تماس
answering a survey
پاسخ دادن به یک نظرسنجی
question answering system
سیستم پاسخ به سوال
punctual in answering letter
سرعت در پاسخ دادن به نامه
I found a dog answering to that description.
من سگی را یافتم که با آن توصیف مطابقت داشت.
an attractive woman answering to the name of Suzanne.
یک زن جذاب که به نام سوزان پاسخ میدهد.
I saw no one answering to the description.
من کسی را که با آن توصیف مطابقت داشته باشد ندیدم.
made a blind stab at answering the question.
سعی کورکورانه برای پاسخ دادن به سؤال کرد.
Don't degrade yourself by answering him.
خودتان را با پاسخ دادن به او پایین نیاورید.
In certain conditions,answering back sarcastically is necessary.
در شرایط خاص، پاسخ دادن به طور طعنه آمیز ضروری است.
the straight-arrow head coach found himself answering for their crimes.
سرمربی مستقیم خود را مسئول جنایات آنها یافت.
answering with assured and ardent yeses.
پاسخ دادن با بله های مطمئن و پرشور.
Don't bother about answering his letter.
نگران پاسخ دادن به نامه اش نباشید.
He busied himself with answering letters.
او خود را با پاسخ دادن به نامه ها مشغول کرد.
He reflected before answering my question.
او قبل از پاسخ دادن به سؤال من فکر کرد.
He avoided answering my questions.
او از پاسخ دادن به سؤالات من خودداری کرد.
reassured me by answering my doubts.
با پاسخ دادن به ترددهای من، خیالم را راحت کرد.
Soon they became very skilful in answering such questions.
به زودی آنها در پاسخ دادن به چنین سؤالاتی بسیار ماهر شدند.
we hope this leaflet has been helpful in answering your questions.
امیدواریم این بروشور در پاسخ به سؤالات شما مفید بوده باشد.
Listen to the raucous cry of a grackle and its mate's answering call.
به صدای بلند یک دارک و پاسخ دادن همسرش گوش دهید.
I thought it was a bit off, not even answering my letter!
فکر کردم کمی عجیب بود، حتی به نامه من هم پاسخ نداد!
Answering to his name, he stood up immediately.
با شنیدن نامش، بلافاصله ایستاد.
answering machine
ماشین پاسخگو
answering service
خدمات پاسخگویی
answering a question
پاسخ دادن به یک سوال
answering an email
پاسخ دادن به یک ایمیل
answering the phone
پاسخ دادن به تلفن
answering a call
پاسخ دادن به تماس
answering a survey
پاسخ دادن به یک نظرسنجی
question answering system
سیستم پاسخ به سوال
punctual in answering letter
سرعت در پاسخ دادن به نامه
I found a dog answering to that description.
من سگی را یافتم که با آن توصیف مطابقت داشت.
an attractive woman answering to the name of Suzanne.
یک زن جذاب که به نام سوزان پاسخ میدهد.
I saw no one answering to the description.
من کسی را که با آن توصیف مطابقت داشته باشد ندیدم.
made a blind stab at answering the question.
سعی کورکورانه برای پاسخ دادن به سؤال کرد.
Don't degrade yourself by answering him.
خودتان را با پاسخ دادن به او پایین نیاورید.
In certain conditions,answering back sarcastically is necessary.
در شرایط خاص، پاسخ دادن به طور طعنه آمیز ضروری است.
the straight-arrow head coach found himself answering for their crimes.
سرمربی مستقیم خود را مسئول جنایات آنها یافت.
answering with assured and ardent yeses.
پاسخ دادن با بله های مطمئن و پرشور.
Don't bother about answering his letter.
نگران پاسخ دادن به نامه اش نباشید.
He busied himself with answering letters.
او خود را با پاسخ دادن به نامه ها مشغول کرد.
He reflected before answering my question.
او قبل از پاسخ دادن به سؤال من فکر کرد.
He avoided answering my questions.
او از پاسخ دادن به سؤالات من خودداری کرد.
reassured me by answering my doubts.
با پاسخ دادن به ترددهای من، خیالم را راحت کرد.
Soon they became very skilful in answering such questions.
به زودی آنها در پاسخ دادن به چنین سؤالاتی بسیار ماهر شدند.
we hope this leaflet has been helpful in answering your questions.
امیدواریم این بروشور در پاسخ به سؤالات شما مفید بوده باشد.
Listen to the raucous cry of a grackle and its mate's answering call.
به صدای بلند یک دارک و پاسخ دادن همسرش گوش دهید.
I thought it was a bit off, not even answering my letter!
فکر کردم کمی عجیب بود، حتی به نامه من هم پاسخ نداد!
Answering to his name, he stood up immediately.
با شنیدن نامش، بلافاصله ایستاد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید