antecedent

[ایالات متحده]/ˌæntɪˈsiːdnt/
[بریتانیا]/ˌæntɪˈsiːdnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی که قبل از آن می‌آید، یک سابقه؛ کلمه یا عبارتی که ضمیر به آن اشاره می‌کند
adj. موجود یا اتفاق‌افتاده قبل، پیشین، مقدم
Word Forms

جملات نمونه

That was antecedent to this event.

آن اتفاق قبل از این واقعه رخ داد.

antecedents and consequences of the war

سابقه و پیامدهای جنگ

Those were events antecedent to the revolution.

آنها رویدادهایی بودند که قبل از انقلاب رخ دادند.

her early life and antecedents have been traced.

زندگی و سوابق اولیه‌اش ردیابی شده است.

the antecedent events that prompt you to break a diet.

رویدادهای پیشین که شما را به شکستن رژیم غذایی سوق می‌دهند.

No one knew the antecedents of the mysterious stranger.

هیچ کس نمی‌دانست سوابق مرد مرموز چیست.

some antecedents to the African novel might exist in Africa's oral traditions.

برخی از پیش‌زمینه‌های رمان آفریقایی ممکن است در سنت‌های شفاهی آفریقا وجود داشته باشد.

Some of the antecedents of World War II lie in economic conditions in Europe following World War I.

برخی از پیش‌زمینه‌های جنگ جهانی دوم در شرایط اقتصادی اروپا پس از جنگ جهانی اول نهفته است.

His mechanical calculating engines were the antecedents of the modern computer.

ماشین‌های محاسباتی مکانیکی او مقدمه‌ای بر رایانه مدرن بودند.

from “The Road To Tycho”, a collection of articles about the antecedents of the Lunarian Revolution, published in Luna City in 2096

از «راه به سمت تایکو»، مجموعه‌ای از مقالات در مورد پیش‌زمینه انقلاب لونا، که در شهر لونا در سال ۲۰۹۶ منتشر شد.

Thus "DGT cores" are an antecedent of the microlithic tradition in China, East Asia, North Asia and North America.

بنابراین، «هسته‌های DGT» مقدمه‌ای بر سنت میکرولیتی در چین، آسیای شرقی، آسیای شمالی و آمریکای شمالی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید