prior

[ایالات متحده]/ˈpraɪə(r)/
[بریتانیا]/ˈpraɪər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پیشین یا اتفاق افتاده قبل از زمان یا ترتیب، مهم‌تر
adv. قبل، زودتر
Word Forms
جمعpriors

عبارات و ترکیب‌ها

prior to

قبل از

prior experience

سابقه تجربه

prior knowledge

دانش قبلی

prior notice

اطلاع قبلی

prior art

هنر قبلی

prior approval

تایید قبلی

prior probability

احتمال پیشین

prior period

دوره زمانی قبل

prior condition

شرایط پیشین

جملات نمونه

have a prior engagement

داشتن یک قرار قبلی

he has a prior engagement this evening.

او یک قرار قبلی برای امشب دارد.

It happened prior to my arrival.

این اتفاق قبل از رسیدن من رخ داد.

The contract will be signed prior to the ceremony.

قرارداد قبل از مراسم امضا خواهد شد.

I have a prior engagement at five.

من یک قرار قبلی ساعت پنج دارم.

I saw him prior to leaving.

من او را قبل از رفتن دیدم.

Buy tenuate with no prior prescription.

تنوات را بدون نسخه قبلی خریداری کنید.

he was the last English saint to be canonized prior to the Reformation.

او آخرین قدیس انگلیسی بود که قبل از اصلاحات تقدیس شد.

infants were exorcized prior to baptism.

نوزادان قبل از غسل تعمید خلع‌روح شدند.

What did you do prior to coming here?

شما قبل از آمدن اینجا چه کردید؟

Redry the electrode at 250℃ for 1 hour prior to use.

قبل از استفاده، الکترود را در دمای 250 درجه سانتیگراد به مدت 1 ساعت دوباره خشک کنید.

Redry the electrode at 150℃ for 1 hour prior to use.

قبل از استفاده، الکترود را در دمای 150 درجه سانتیگراد به مدت 1 ساعت دوباره خشک کنید.

A prior engagement will preclude me from coming.

یک قرار قبلی از من جلوگیری می کند.

I have a prior engagement and so can't go with you.

من یک قرار قبلی دارم و نمی توانم با شما بروم.

The will was made two days prior to his death.

وصیت‌نامه دو روز قبل از فوت او تنظیم شد.

The duty to protect my sister is prior to all others.

وظیفه محافظت از خواهر من مقدم بر همه چیز است.

His answer was tinted by his prior knowledge.

پاسخ او تحت تأثیر دانش قبلی او بود.

no one wants to hire an individual who bad-mouths a prior employer.

هیچ کس نمی‌خواهد فردی را استخدام کند که از کارفرمای قبلی خود بد بگوید.

نمونه‌های واقعی

No prior musical experience is necessary.

تجربه موسیقی قبلی لازم نیست.

منبع: CNN 10 Student English December 2019 Collection

And I enjoyed primary school prior to that.

من از مدرسه ابتدایی قبل از آن لذت بردم.

منبع: Connection Magazine

One was arrested a day prior to the incident.

یک نفر یک روز قبل از حادثه دستگیر شد.

منبع: CRI Online July 2013 Collection

However,Tom had no professional singing experience prior to landing the part.

با این حال، تام قبل از رسیدن به این نقش، تجربه آواز حرفه ای نداشت.

منبع: 2016 Most Popular Selected Compilation

Objection! The prior felony has been vacated!

اعتراض! جرم قبلی لغو شده است!

منبع: Out of Control Season 3

That's more than double the number prior to the flood.

این دو برابر بیشتر از تعداد قبل از سیل است.

منبع: PBS Interview Environmental Series

The law gives minors a legal review prior to being deported.

قانون به خردسالان اجازه می دهد قبل از اخراج، یک بررسی قانونی داشته باشند.

منبع: NPR News July 2014 Compilation

And they never should have fit. Those were from the spring prior.

و آنها هرگز مناسب نبودند. آنها از بهار قبل بودند.

منبع: VOA Special January 2019 Collection

Dr. King preached here in the month prior to his assassination in 1968.

دکتر مارتین لوتر کینگ در ماه قبل از ترور خود در سال 1968 در اینجا وعظ کرد.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2023 Collection

We worked on the technology for 10 years, 9,10 years prior to that.

ما 10 سال روی این فناوری کار کردیم، 9،10 سال قبل از آن.

منبع: Connection Magazine

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید