antennae

[ایالات متحده]/æn'teni:/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آنتن‌ها; حسگرها; منقاری; شهود

عبارات و ترکیب‌ها

insect antennae

آنتن‌های حشرات

long antennae

آنتن‌های بلند

جملات نمونه

the antennae are filiform.

آنتن‌ها شکل سوزنی هستند.

trifurcate antennae; trifurcate ribs.

آنتن‌های سه شاخه؛ دنده‌های سه شاخه.

he has the political antennae of a party whip.

او دارای حس سیاسی یک شلاق حزبی است.

the antennae are divided into large feathery plumes.

آنتن‌ها به پرهای بزرگ و پر مانند تقسیم شده‌اند.

Sometimes a creature uses a pair of antennae to swim.

گاهی یک موجود از یک جفت آنتن برای شنا استفاده می‌کند.

Antennae of B. tabaci are made up of scapus, pedicle and flagella that the latter consist of 1-5 segments and most of the antennal sensilla lie on its outer, upper and lower surfaces.

آنتن‌های B. tabaci از ساقه، ساقه و پرچم تشکیل شده‌اند که آخرین مورد از 1 تا 5 بخش تشکیل شده و بیشتر حسگرهای آنتنی در سطوح بیرونی، بالایی و پایینی آن قرار دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید