feelers

[ایالات متحده]/ˈfiːləz/
[بریتانیا]/ˈfiːlərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(حشرات) شاخک‌ها; بررسی‌های آزمایشی; شخص اکتشافی

عبارات و ترکیب‌ها

feelers out

احساسات بیرون

put out feelers

احساسات را بیرون بگذارید

send feelers

احساسات را ارسال کنید

feelers extended

احساسات گسترش یافتند

feelers in

احساسات داخل

feelers ready

احساسات آماده

feelers up

احساسات بالا

test feelers

آزمایش احساسات

feelers deployed

استقرار احساسات

feelers engaged

احساسات درگیر

جملات نمونه

she has a good set of feelers for sensing people's emotions.

او مجموعه خوبی از حسگرها برای درک احساسات مردم دارد.

the cat extended its feelers to explore its surroundings.

گربه حسگرهای خود را برای کاوش در اطراف گسترش داد.

he has feelers out for new job opportunities.

او در جستجوی فرصت‌های شغلی جدید، حسگرهای خود را فعال کرده است.

in negotiations, it's important to have your feelers out.

در مذاکرات، مهم است که حسگرهای خود را فعال نگه دارید.

she uses her feelers to gauge the mood of the crowd.

او از حسگرهای خود برای ارزیابی حال و هوای جمعیت استفاده می‌کند.

the company has its feelers out for potential partners.

شرکت در جستجوی شرکای بالقوه، حسگرهای خود را فعال کرده است.

he has a knack for having feelers in the right places.

او استعداد این را دارد که حسگرهای خود را در مکان‌های مناسب قرار دهد.

having feelers in the industry can provide valuable insights.

داشتن حسگر در صنعت می‌تواند بینش‌های ارزشمندی ارائه دهد.

she felt the need to put out feelers about the project.

او احساس کرد که نیاز دارد در مورد پروژه حسگر ارسال کند.

he often sends out feelers to test the market.

او اغلب حسگرها را برای آزمایش بازار ارسال می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید