feelers out
احساسات بیرون
put out feelers
احساسات را بیرون بگذارید
send feelers
احساسات را ارسال کنید
feelers extended
احساسات گسترش یافتند
feelers in
احساسات داخل
feelers ready
احساسات آماده
feelers up
احساسات بالا
test feelers
آزمایش احساسات
feelers deployed
استقرار احساسات
feelers engaged
احساسات درگیر
she has a good set of feelers for sensing people's emotions.
او مجموعه خوبی از حسگرها برای درک احساسات مردم دارد.
the cat extended its feelers to explore its surroundings.
گربه حسگرهای خود را برای کاوش در اطراف گسترش داد.
he has feelers out for new job opportunities.
او در جستجوی فرصتهای شغلی جدید، حسگرهای خود را فعال کرده است.
in negotiations, it's important to have your feelers out.
در مذاکرات، مهم است که حسگرهای خود را فعال نگه دارید.
she uses her feelers to gauge the mood of the crowd.
او از حسگرهای خود برای ارزیابی حال و هوای جمعیت استفاده میکند.
the company has its feelers out for potential partners.
شرکت در جستجوی شرکای بالقوه، حسگرهای خود را فعال کرده است.
he has a knack for having feelers in the right places.
او استعداد این را دارد که حسگرهای خود را در مکانهای مناسب قرار دهد.
having feelers in the industry can provide valuable insights.
داشتن حسگر در صنعت میتواند بینشهای ارزشمندی ارائه دهد.
she felt the need to put out feelers about the project.
او احساس کرد که نیاز دارد در مورد پروژه حسگر ارسال کند.
he often sends out feelers to test the market.
او اغلب حسگرها را برای آزمایش بازار ارسال میکند.
feelers out
احساسات بیرون
put out feelers
احساسات را بیرون بگذارید
send feelers
احساسات را ارسال کنید
feelers extended
احساسات گسترش یافتند
feelers in
احساسات داخل
feelers ready
احساسات آماده
feelers up
احساسات بالا
test feelers
آزمایش احساسات
feelers deployed
استقرار احساسات
feelers engaged
احساسات درگیر
she has a good set of feelers for sensing people's emotions.
او مجموعه خوبی از حسگرها برای درک احساسات مردم دارد.
the cat extended its feelers to explore its surroundings.
گربه حسگرهای خود را برای کاوش در اطراف گسترش داد.
he has feelers out for new job opportunities.
او در جستجوی فرصتهای شغلی جدید، حسگرهای خود را فعال کرده است.
in negotiations, it's important to have your feelers out.
در مذاکرات، مهم است که حسگرهای خود را فعال نگه دارید.
she uses her feelers to gauge the mood of the crowd.
او از حسگرهای خود برای ارزیابی حال و هوای جمعیت استفاده میکند.
the company has its feelers out for potential partners.
شرکت در جستجوی شرکای بالقوه، حسگرهای خود را فعال کرده است.
he has a knack for having feelers in the right places.
او استعداد این را دارد که حسگرهای خود را در مکانهای مناسب قرار دهد.
having feelers in the industry can provide valuable insights.
داشتن حسگر در صنعت میتواند بینشهای ارزشمندی ارائه دهد.
she felt the need to put out feelers about the project.
او احساس کرد که نیاز دارد در مورد پروژه حسگر ارسال کند.
he often sends out feelers to test the market.
او اغلب حسگرها را برای آزمایش بازار ارسال میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید