anthropogenic

[ایالات متحده]/ˌænθrəupəu'dʒenik/
[بریتانیا]/ˌænθrəpəˈdʒɛnɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا ناشی از فعالیت‌های انسانی

جملات نمونه

anthropogenic degradation of the environment.

تخریب محیط زیست ناشی از فعالیت‌های انسان

anthropogenic emissions of sulphur dioxide.

انتشار دی اکسید گوگرد ناشی از فعالیت‌های انسان

Dongting basin was shaped not only by tectonic movement but also by potamic and anthropogenic influence.

حوضه دونگ‌تینگ نه تنها تحت تأثیر حرکت‌های تکتونیکی بلکه تحت تأثیر رودخانه‌ای و فعالیت‌های انسان شکل گرفته است.

R-mode factor analysis has proved very useful in distinguishing geochemical data, clearly dominated by anthropogenic in comparison to geogenic sources.

تجزیه و تحلیل فاکتور حالت R نشان داده است که در تمایز داده‌های زمین‌شناسی، به وضوح تحت تأثیر فعالیت‌های انسان در مقایسه با منابع زمین‌شناسی بسیار مفید است.

Soil formation, or pedogenesis, is the combined effect of physical, chemical, biological, and anthropogenic processes on soil parent material.

تشکیل خاک یا پدوجنز، اثر ترکیبی فرآیندهای فیزیکی، شیمیایی، بیولوژیکی و فعالیت‌های انسان بر مواد خاکی است.

The anthropogenic impact on the environment is becoming more evident.

اثرات فعالیت‌های انسان بر محیط زیست آشکارتر می‌شود.

Scientists are studying the anthropogenic causes of climate change.

دانشمندان در حال بررسی علل فعالیت‌های انسان در تغییرات آب و هوا هستند.

Anthropogenic activities have led to the extinction of many species.

فعالیت‌های انسان منجر به انقراض بسیاری از گونه‌ها شده است.

Governments are implementing policies to reduce anthropogenic emissions.

دولت‌ها سیاست‌هایی را برای کاهش انتشار فعالیت‌های انسان اجرا می‌کنند.

The anthropogenic factors contributing to deforestation need to be addressed.

عوامل فعالیت‌های انسان که به از بین بردن جنگل‌ها کمک می‌کنند، باید مورد توجه قرار گیرند.

Anthropogenic pollution is a major concern for public health.

آلودگی ناشی از فعالیت‌های انسان یک نگرانی بزرگ برای سلامت عمومی است.

Efforts are being made to minimize anthropogenic impacts on marine ecosystems.

تلاش‌هایی برای به حداقل رساندن اثرات فعالیت‌های انسان بر اکوسیستم‌های دریایی انجام می‌شود.

Anthropogenic activities are altering natural habitats at an alarming rate.

فعالیت‌های انسان زیستگاه‌های طبیعی را با سرعت نگران‌کننده‌ای تغییر می‌دهند.

The study focused on the anthropogenic influences on urban air quality.

این مطالعه بر تأثیرات فعالیت‌های انسان بر کیفیت هوای شهری متمرکز بود.

Anthropogenic factors play a significant role in the spread of infectious diseases.

عوامل فعالیت‌های انسان نقش مهمی در گسترش بیماری‌های عفونی ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید